: منوي اصلي :
صفحه اصلي وضعيت من در ياهو پست الكترونيك پارسي بلاگ درباره من
: درباره خودم :
چرک نويس[83]
: پيوندهاي روزانه :
: لينك دوستان من : پشت جبههزئوسعشق من هيچ وقت تنهام نزارمحمد تميزکارخانواده و زندگي سالمقافله شهداءانتظارچشمهايشرهبر معظماکبر هاشمي رفسنجانيسازمان هواشناسي کشورروزنامه جوانخبرگزاري مهرفصل نومرکز اطلاع رساني شهيد آوينيپايگاه خبري - تحليلي دانشجويان ايرانخبرگزاري جمهوري اسلاميخبرگزاري ميراث فرهنگيبازتابخانه کتابمجمع تشخيص مصلحت نظامرشدسيد محمد خاتميمرکزاسناد انقلاب اسلاميدفترحفظ ونشرمجلس شوراي اسلاميفصاحتآبدارچيموج جديد(هسته علمي دانشجويان علوم اجتماعي دانشگاه پيام نور مرکزحزب اللهي مدرنيتهنگاه آفتاباز تاريخ ايران زمينيادداشتروزنامه کارگزارانروزنامه کارگزارانشهيد مطهريروزنامه اعتمادمصباح يزديانجمن جامعه شناسي ايرانانجمن جهاني جامعه شناسيمنتجب نيابهارستان هشتماصلاح طلبافسران سياستدرخواست ايرانيان براي کانديداتوري سيد محمد خاتمي : لوگوي دوستان من : : آرشيو يادداشت ها : ایده ای نوگرایانهترس وتخریب [2]فردای لختبه یاد 24 شهرویور85اعتراض خاتمی به تخریب هاشمیسیاست وتاریخ سیاست چیست؟ [2]خربرفت وخربرفت وخربرفتزنجیر از پایم نمی گشایم [2]اخراجی ها یا پر تو خالیزاهد تویی نه من [2]واقعیت تلخهبازیگران عرصه سیاست [2]مردی که تعریف وتمجید را دوست می داردنعمت های مادی ومعنوی در بهشتمقاومت حق قانونی........ایران دوباره خروشیدپناهندگی به پرچم بیگانگانآیت الله هاشمی رفسنجانیمطهری دومی در جمهوری اسلامیبدون جوابقانون گريزي [2] پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید 1 2 3 4 > + فيلترينگ يا کنترل اجتماعي دوشنبه 24 تير 1387 ساعت 5:11 عصر فيلترينگ يا کنترل اجتماعي موضعي که از ورود تکنولوژي مدرن به اجتماع و همگاني شدن استفاده از اين تکنولوژي بحث داغ و به روزي است. اما آيا فيلترينگ درست است يا نه آيا فيلترينگ همان کنترل صحيح رسانه نيست؟ جواب همه اين ها دو کلمه بله و يا خداي نکرده خير نيست ؛ امروز با وجود امکانات اينترنت ؛ماهواره ؛ تلفن همراه؛راديو؛تلويزيون؛سيستم ويدئويي و.... بايد گفت که فيلترينگ وظيفه حاکميت مي پرسيد چرا؟؟؟؟؟امروزه با وجود تهاجمات گوناگون که تمامي کشور بر عليه هم ديگر چه دوست و چه دشمن انجام مي دهند يک وظيفه و حق قانوني براي حاکميت ها است چنان که از کشور خودمون گرفته تا کشور فرانسه و چين و غيره مي بينيم .امروزه نه تنها کشور ما که مورد تهاجم فرهنگي اخلاقي سياسي اجتماعي و..... است بلکه کشور هاي ديگر هم مورد چنين تهاجمي واقع مي شوند . اما کشور ما يک فرق اساسي با کشور هاي ديگر دارد اين که در کشورما فيلترينگ بحثي پذيرفته نشده است ولي در کشور هاي ديگر امري پذيرفته شده و جزو واجبات است . چرا چون هيچ کشوري دوست نداره جوان و مردم کشورش توسط يک کشور ديگر مورد تجاوز و تهاجم فکري قرار بگيره . اما متاسفانه ما امروزما فکر مي کنيم فيلترينگ يعني سلب آزادي يعني ممنوعيت براي سکنه کشور در حالي که اين طرز تفکر صحيح نيست چرا ؟ چون امروزه تو بسياري از کشور هاي غربي که مي ريم و مي بينيم که داد و فرياد شون آزادي بي حد و حصر در واقع اين چنين نيست دليل: اين که براي مبتذل ترين کانال ها شون کارت گذاشتن و يا به کل فيلتر کردن بر عکس براي بهترين وناب ترين کنال ها شون براي تماشا جايزه هم مي دن ( اما تو کشور ما براي مبتذل ترين برنامه ها ماهواره اي و .. هزينه دوبل مي زارن در حالي که بريم شبکه ديسکاوري عمرا نمي گيره که بهترين شبکه علمي در سراسر جهان و بايد پاش کارت بخري) . تو کشور ما وقتي با يک مطلب سياسي و يا يک بحث اجتماعي مقابله ميشه ميگن آزادي نداريم در حالي که تو کشور هاي غربي وقتي اين مقابله انجام ميگيره ميگن آزادي دو برابر شد. تو کشور هاي پيشرفته و مخترع اين فناوري که محسنات و مضرات اين فناوري رو مي دونن ميان و براي پخش يک برانه ساعات پخش در نظر مي گيرن يعني زماني که بچه تو خونه نيست . براي ديدن فيلم گروه سني در نظر دارن يعني زير دوازده سال نبين و وقتي ميرن سينما بچه رو راه نمي دن اما تو کشور ما بر عکس تا ميبني زير دوازده سال نوشته بچه ميخکوب ميشه و مامان و بابا هم مي گن بزار ببين براش عبرت ميشه مسائل اجتماعي رو از الان لمس بکنه ديگه به اين فکر نمي کنند که بابا اين مخش کوتاه نميکشه فردا قاطي مي کنه نتيجه برعکس ميشه .تو کشور هاي صاحب فناوري مي اد رو موبايل قفل بچه نصب مي کنه تو کشور ما هم قفل پدر درست مي کنند. درواقع فيلترينگ در تمامي کشور ها وجود داره اين که فلان مساله سياسي رو ما چرا نبايد بدونيم خوب اگر دگتر بهت بگه کباب نخور عليرغم اين که دوست داري اما نمي خوري خوب مساله فيلتر هم مثل همون کشوري که مي خواد منافع ملي رو حفظ بکنه کشوري که مي خواد منافع حاميت به خطر نيافته مطمئنا اين کار رو مي کنه ولي ما فکر مي کنيم تو تمامي کشور هاي جهان آزادي است تو کشور ما نيست همه مون فکر مي کنيم تو کشور ما زنداني سياسي است اما تو کشور امريکا زنداني سياسي که هيچ زنداني اصلا وجود نداره اين همين پس يعني بايد برخي سايت هاي اينترنتي فيلتر بشن که ما دستمون بهش نرسه اين همه مي گيم مبارزه با طرح بد حجابي خوب اگر اين فيلترينگ ؛ سال ها پيش در کشور انجام مي داديم امروز ديگه هزينه اي براي مبارزه با اون پرداخت نمي کرديم . و يا بسياري از اين دست که اين رشته سر دراز دارد.......................... نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + شکست در اردوگاه جمعه 7 تير 1387 ساعت 2:13 عصر شکست در اردوگاه امروز در حال مرور وبلاگ هاي تازه به روز شده بودم که به وبلاگ يکي از عزيزان که اسم وبش رو هم به شهيدان بزرگوار مزين کرده نگاه مي کردم به مطلبي برخورد کردم که مال چند هفته پيش بود که جنجالي هم به پا کرد.بعد ماجراي دانشگاه زنجان به يکي از دوستان که در زنجان مشغول تحصيل زنگ زدم و ماجرا رو پرسجو کردم و از کم و کيف ماجرا با خبر شدم .زياد برام جال نبود و اصلا خوشم نيومد که درباره اش چيزي بنويسم .اما امروز وقتي تو وبلاگ مذکور به مطلب مورد نظر برخورد کردم که ماجرا رو به يکي ازگروههاي سياسي ربط داده ديگه گفتم بايد بنويسم. تو وبلاگ مذکور که نويسنده اصول گرا هم مي باشد اونم از نوع بنياد گرا ماجراي دانشگاه سراسري زنجان رو فتنه اصلاح طلبان تشخيص داده و اصلاح طلبان رو متهم به اجراي اين برنامه دونست و فرد مذکور رو يک طعمه دونسته تا از اين طريق دولت رو خراب بکنند. 1_ بايد عرض کنم که اگر اصلاح طلبان چنين کاري رو مي خواستند انجام بدهند با يک نفري مي کردند که لااقل مشهور تر صاحب منسب تر و... باشه تا بيشتر صدا کنه و .. و نه به معاون يک دانشگاه سراسري.که البته هيچ گاه چنين کاري نمي کنند. 2_ دوست گرامي اين اتفاق از سوي دانشجويان افتاده نه يک گروهي که متصل به اصلاح طلبان باشه. 3_اگر برنامه ريزي از سوي اصلاح طلبان بود که الان دانشجويان مورد نظر اعتراف کرده بودند. 4_ دفاع از دولت اين قدر مهم و حياطي و... است که شما داري به يک گروه تهمت مي زني . 5_ از قديم گفتن تا نباشد چيزيکي مردم نگويند چيز ها و حالا که اين چيز حرف هم نيست تصوير دکمه باز و روسري و... گم کردن دست و پا و... 6_ خوب پس اگر هر اتفاق بدي که در دولت خاتمي افتاده اون اتفاقات رو اصول گرايان انجام دادن ديگه ربطي به کسي و .. نداشته اگر اين طور اين اين جوريه. 7_ من اون معاون دانشگاه رو اسمش نمي آرم و متهم هم نمي کنم و نمي گم هم که اين کار رو کرده اما اين دوست گرامي که ادعاي اصول گرايي هم داره بايد بدون رهبر آگاه و فرزانه انقلاب تاکيد بر وحدت و هماهنگي و انسجام و... دارن وتاکيدشان بر دوري جستن از اختلاف و تهمت زني و ... است. نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + تعطيل جمعه 31 خرداد 1387 ساعت 11:7 صبح سلللللللللللللللللللللللللللللللللللاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام عزيزان بعد يک ماه بلاخره آپيديم انصافا خيلي سخت بود ؛دوري از شما نه امتحانات پدرمون رو در آوردن يک ليوان آبم روش حالا خوب تموم کرديم با هزار تا تست و تشريحي ؛خوب عزيزان داريم ضربتي مي خونيم بايد زود تر تموم کنيم تا ليسانس به ديپلم تبديل نشده و بريم کارشناسي ارشد که ليسانس از مد افتاد يک توصيه برادرانه عزيزان کنکور ندين يا مي دين بايد ترمي بالاي 18 بردارين ضربتي فوري تموم کنين همين . دم خودم بايد گرم باشه چون درست اول تابستان تموم کردم و آخر بهار نزاشتم اين دانشگاهي ها يک روز از تعطيلات شاد تابستان رو ازم بگيرن . موفق باشين نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + برگ زريني ديگر در کارنامه فرهنگ سازان مدرنيسم ثبت شد. دوشنبه 30 ارديبهشت 1387 ساعت 1:31 صبح برگ زريني ديگر در کارنامه فرهنگ سازان مدرنيسم ثبت شد. برگ زريني ديگر در کارنامه فرهنگ سازان مدرنيسم ثبت شد تا دوباره شاهد اوج گيري اين خيل عظيم و طرفدار فرهنگ گرايي و غربي گرايي و فرار از امليسم و........باشيم. شنبه منم مثل اون چند ميليوني که بازي رو رفتن از ورزشگاه ديدن و از تلويزيون نگاه کردن بازي رو از تلويزيون خونه به شکل کاملا راحت و با آسايش تمام نگاه مي کردم درسته که تو تموم بازي داشت اعصابم خورد مي شد و اما خوب به خاطر نتيجه بازي نگاه مي کردم و شور و هيجاني که تو فن بازي بود منو پاي تلويزيون نشونده بود .اما براي من بعد بازي بسيار جالب بود البته براي ما ايراني ها که کپي برداري از ايتاليايي ها اسپانيايي ها انگليسي ها کار بسيار راحتي و در عمل هم واقعا با اراده اراني عمل مي کنيم شاهد ورود تماشاگران فرهنگ دوست وورزشکار بوديم که وسط زمين رو چمن ها در حال هنر نمايي بودند و در عين حال در حال تخريب چمن که البته فردا صداي همين تماشاگر ها در خواهد آمد که چرا زمين چمن ندارد و .......... البته تماشاگر نما ها هم کم نذاشتن داشتن صندلي ها رو تخريب مي کردن ؛ کاري که دستگاه هاي ويبره دهنده قوي از عهده اين کار بر نمي اومدن. من نمي دونم اينا چي فکر مي کنن که صندلي ميشکنن حتما پولش رو داده خوب بيچاره من و تو هستيم که حرص مي خوريم يک متر زمين ورزشي اضافه بشه اينا صندلي ميشکنن خوب همين ميشه پولي رو که بايد باهاش سالن بسازن ميدن صندلي مي خرن شيشه مي خرن شير آب مي خرن بعد هم سازمان تربيت بدني مي گه بودجه کم آورديم بابا بودجه کم نيست ما خودمون پول مي خوريم عين اون برف روب ها هستن عينهو اونا مي مونيم.خوب فرهنگ داريم ادعاي مدرنيسم مي کنيم ادعاي امل بودن به چادري ها شلوار پارچه اي هاو.... مي زنيم خوب همينه کاريش نميشه کرد.مي ريم خيابون شيشه ماشين مي شکنيم بدنه ماشين خورد مي کنيم تابلو مي شکنيم لباس و لاستيک آتيش مي کشيم جنبه نداريم که برامون امکانات تهيه کنند.البته بايد جاي خوشحالي کرد که پرسپوليس برد وگرنه ورزشگاه آزادي رو رو سرشون مي زاشتن و مي کوبيدن زمين. نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + تقليد، مدرنيسم شنبه 21 ارديبهشت 1387 ساعت 6:35 عصر تقليد، مدرنيسم،با کلاس،مد و......................... چند تا واژه مجهول الهويه که افتاده سر زبون بعضي ها ول نمي کنن خيلي هم خسته کننده هستن،امروز تيپ ديويد بکهام مي زنن پس فردا يکي ديگه پس اون فردا يکي ديگه هر روز هم که ماشا الله يک نفر الگوي پاک و نجيب و سر به زير تميز و............ تو اين مملکت و دنيا پيدا ميشه که داراي تمامي شخصيت ها و رفتار هاي يک الگوي مناسب براي دختر و پسر با فرهنگ و تاريخي و وطن پرست ايرونيه که عشق وطن و زرتشتي و نمي دونم فلسفه آفرينش چيه و....... است که اگر بشيني پاي صحبت اينا اگر ندوني و نشنوي و نبيني فکر مي کني اصالتا يک هخامنشي يا قاجاري يا شاه عباسي و......... از کجاشون بگم امروز جواد رضويان رو الگو مي دونن فردا گلزار رو پس فردا مهناز افشار رو قبلا هم هديه تهراني بود.خدا رو شکر تو اين مملکت و تو اين دنيا هيچ مخترع ودانشمند و فيلسوفي نيست که اونا رو براي خودمون الگو قرار بديم حتيتو همين کشور هاي غربي من فکر مي کنم کسي درست و حسابي پيدا نميشه همه ميرن مي خورن مي کشن تو پارتي هستم و هيچ پيشرفت علمي هم ندارن. من فکر مي کنم انرژي هسته اي رو ديويد بکهام کشف کرده ،برق رو رونالدو ؛تلفن رو جنيفر لوپز؛اينترنت رو جکي جان ،حتما زود پز رو هم يکي از بازيگران ايراني کشف کرده چون کمتر مورد الگو برداري قرار مي گيرند.آخه امروز مدل مو آناناسي مياد فردا مدل سيبک تيفوسي پس فردا تاج خروس پس اون فردا غنچه اي سال بعدش گاو چروني پارسالش گوسفد چروني ؛واقعا برازنده اند، من هر وقت اين تيپ ها رو مي بينم ياد قرض و وام مسکن و شهرام جزايري و ...... مي افتم خوب مد و مدگرايي چي ميشه کرد ما ها که خود مون قدرت تشخيص نداريم براي همين صبر مي کنيم 2 تا يهودي يا 3 تا مصيحي يا 4 تا بودا و.... طرح مي دن تا لباس هاي اونا رو بخريم تنمون کنيم اونم چه شخصيتي بهمون ميده . اصلا اين حافظ و سعدي و بو علي سينا و... فکر مي کنم مو هاشون رو به شکل جوجه تيغي در مي اوردن يا مثلا فلان دکتر مشهور مغز و اعصاب لوپر ميزاره يا فلان تاجر بزرگ فرش لباس جين کثيف به شکل فاضلاب مي پوشه خوب بايد يک جوري خودمون رو نشون بديم خودمون رو با شخصيت جلوه بديم خودمون رو با امل ها که هيچي بلد نيستن اصلا تو ادبيات هم 1 مي گيرن جدا نشون بديم. بگيم مدرن هستيم با کلاسيم از اين حرف ها اخه کمبود داريم اونم به شکل افتضاح افتضاح..................................... نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + انتقاد «مريم بهجت تبريزي» نسبت به سريال «شهريار»؛ سهشنبه 17 ارديبهشت 1387 ساعت 1:21 عصر انتقاد «مريم بهجت تبريزي» نسبت به سريال «شهريار»؛ دختر شهريار: سريال «شهريار» ارتباطي با زندگي واقعي پدرم ندارد خبرگزاري فارس: «مريم بهجت تبريزي» فرزند استاد شهريار در واکنش به سريال «شهريار» گفت: اعلام ميکنم که آنچه به عنوان سريال شهريار از شبکه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلندآوازه ايراني، شهريار نداشته است. «مريم بهجت تبريزي» فرزند استاد شهريار در واکنش به سريال «شهريار»(کمال تبريزي) به خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: سريالي که با نام «شهريار» از شبکه دوم سيما در حال پخش است، متاسفانه داراي صحنهها و سکانسهايي غيرواقعي و توهين آميز به شخصيت استاد شهريار بوده که نه تنها با واقعيتهاي حيات آن بزرگوار همخواني نداشته و ندارد، بلکه با تحريف و تغييراتي همراه بوده است که نهايتا به مسخ شخصيت حقيقي و اجتماعي و ادبي پدرم -که محبوبترين شاعر ايران در قرن حاضر است- منجر ميشود. وي ادامه داد: متاسفانه با تماشاي اهانتهاي ناروا به مادرم و تصويري مبهم از يک معلم فرهنگي شريف، متوجه شدم که سريال شهريار بدون کمترين تحقيق و پژوهش سرهمبندي و نگارش شده است. فرزند محمدحسين بهجتتبريزي با اشاره به ذکر نام خانواده شهريار در تيتراژ اين سريال به فارس گفت: ميخواهم بگويم شما که خانواده شهريار را در جريان اين سريال نگذاشتيد و اطلاعات مستندي هم از آنها نگرفتهايد، چگونه در تيتراژ انتهاي سريال از آنها تشکر ميکنيد؟! وقتي اين مطلب را بيننده سريال ميبيند، فکر ميکند که حتما خانواده شهريار نيز با اين سريال همکاري داشته است. وي افزود: اگر من را از اين جريان مطلع ميکردند،ابتدا درخواست ميکردم که فيلمنامه را بخوانم. بهجت تبريزي همچنين گفت: برطبق قانون حمايت از مؤلفان و منصفان، اين سريال بدون مجوز پخش شده است در حالي که به موجب اين قانون تا 30 سال تمام حقوق مادي و معنوي به ورثه تعلق ميگيرد و براي هر گونه استفادهاي بايد از وراث اجازه گرفته شود ولي سازندگان اين سريال از ما هيچگونه اجازهاي نگرفتند. وي ادامه داد: داستان،بيوگرافي و شخصيتي که از پدر من در اين سريال نمايش داده ميشود به طور کلي متفاوت از واقعيت است و کسي که اين فيلم را ساخته کوچکترين شناختي از شخصيت ادبي، مذهبي، ديني و عرفاني پدرم نداشته است. بهجت تبريزي با اشاره به برخي شخصيتهاي اين سريال به فارس گفت: حتي شخصيتهايي در اين سريال وجود دارد مثل ابراهيم اديب يا گلرخ که اصلا وجود خارجي نداشتهاند. کلا داستاني که در مورد جواني، بعد از ازدواج و ميانسالي پدرم نشان ميدهند، مورد دخل و تصرف واقع شده است. وي افزود: اولا به لحاظ زماني،تاريخها را رعايت نکردهاند و همه ساختگي بودند.به جرات ميگويم 80 تا 90 درصد اين پروژه ساختگي است و هيچکدام از اينها اتفاق نيفتاده است. دختر استاد شهريار تصريح کرد: قسمت اخير سريال «شهريار» کاملا ساختگي بود چرا که مادر من اصلا در بيمارستان فوت نکردهاند و اصلا مريض نبودهاند بلکه ايشان سکته مغزي کردند و از دنيا رفتند. وي در ادامه گفتوگو با فارس، با انتقاد از نمايش چهرهاي غير واقعي از مادرش در اين سريال افزود: مادرم، فردي باسواد بوده که در سريال بيسواد معرفي ميشود. ايشان نوه عمه پدرم و خويشاوند نزديک مادرم بود ولي در اين سريال، يک فرد بيگانه معرفي ميشود که پدرم را به طور اتفاقي در بانک ميبيند. بهجتتبريزي گفت: مادر من عاشق شعرهاي پدرم بود چون بيست و چند سال از پدرم کوچکتر بود و به خاطر انگيزه ادبياش با پدرم ازدواج کرد. وي در ادامه گفت: همانطور که اشاره کردم برخلاف آنچه سريال نشان ميدهد مادر من اصلا مريض نبودند. يک روز که ما را براي مدرسه آماده ميکردند، سکته مغزي کردند و دار فاني را وداع گفتند. ايشان اصلا بيمارستان نرفتند که پدرم از ايشان پرستاري کند. وي ادامه داد: برخلاف آنچه در «شهريار» ديديم، اين واقعيت ندارد که مادرم، پدرم را «محمد جان» صدا ميکرده بلکه همه او را با نام شهريار صدا ميزدند و مادرم نيز به نام آقا شهريار صدايش ميکرد. «بهجت تبريزي» با بيان اين نکته که شهريار در 40 سال آخر زندگياش خانهنشين بوده، افزود: پدر من، 40 سال آخر زندگياش را از خانه بيرون نرفت. خودش يک شعري را دارد که وصف احوال اين چهل سال است: از من چه طالعي است که با اين شتاب عمر/بازم بپرود لب بام آفتاب عمر/ من روي چرخ و پره هنوز و به پيچ و تاب/ جايي که آب ريخته از آسياب عمر/ سائيده رشتهاي است که تابيده به گلو/ من تاب ميخورم به نخي از طناب عمر / چل سال آزگار به زندان روزگار حبس ابد چگونه نهي در حساب عمر/. وي افزود: در آن مدت اگر کسي به ملاقات استاد شهريار ميآمد، بعضي وقتها ميپذيرفت و بعضي مواقع به دليل کسرت جمعيت و اينکه حال عمومي خوبي نداشت، نميتوانست کسي را به حضور بپذيرد. فرزند شهريار تصريح کرد: در کل سريال «شهريار» بر مبناي واقعيت نيست و نه تنها همخواني با زندگي پدرم ندارد بلکه نوعي اهانت نسبت به ايشان، مادرم و خانواده ما است. بهجت تبريزي گفت:اين سريال بدون کوچکترين تحقيق و پژوهش سرهمبندي و نگارش شده است، لذا به عنوان يک رسالت تاريخي، نه به عنوان وارث پدرم که جاي خود دارد، بلکه به عنوان يک واصل با استادي که سالها با او زندگي گذراندهام، اعلام ميکنم که آنچه به عنوان سريال شهريار از شبکه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلندآوازه ايراني، شهريار نداشته است. وي افزود: به جرات ميتوانم بگويم حتي يک مطالب مهم که در مورد پدرم بايد منعکس شود، در اين سريال ديده نميشود و اکثريت مطالب مهم زندگي پدرم مثل شبي که از عشق مجازي به عشق حقيقي رسيد و مهمترين شب زندگي او محسوب ميشود، در اين فيلم آن چنان که بايد به مردم نشان داده نشده است. فرزند شهربار خاطرنشان کرد: پدرم وقتي از تبريز به تهران آمدند، 13 _ 14 ساله بودند و در سنين پايين به دارالفنون به مدت 7 سال درس طب خواندند، ايشان بين 20 تا 30 سال به عشق حقيقي رسيدند و متحول شدند، اتفاقي که براي کمتر کسي ميافتد ولي در سريال «تبريزي» به هيچ يک از اين مسائل پرداخته نشده است. وي در انتها گفت:پدرم فردي بسيار متدين و مذهبي بودند ولي اين مسئله نشان داده نشده است.ايشان حافظ قرآن بودند و آن قدر قرآن خوانده بودند که زبان عربي را از اين طريق ياد گرفتند. خبرگزاري فارس نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + ارتباط با مجمع دليل عزل دانش جعفري پنجشنبه 5 ارديبهشت 1387 ساعت 9:26 عصر ارتباط با مجمع دليل عزل دانش جعفري آفتاب؛ هادي حق شناس نماينده بندر انزلي درباره اظهارات انتقادي دانش جعفري از سياست هاي اقتصادي دولت نهم تاکيد کرد؛ «اگر دانش جعفري خود دلايل عزل خود را بيان نمي کرد باز هم آگاهان مسائل اقتصادي دليل استعفاي عزل گونه وي را همين موضوعات مي دانستند.» وي افزود؛ «مهم ترين مشکل دانش جعفري عدم باور دولت به تئوري هاي اقتصادي بوده ولي دولت انتظار داشته که شاخص هاي اقتصادي در کوتاه مدت مثبت شود و اين قابل انجام نبود.» حق شناس اضافه کرد؛ «شخص دانش جعفري وقتي در مقابل سياست هاي غلط مقاومت مي کرد، به دليل سابقه قبلي کاري اش متهم به ارتباط با مجمع تشخيص مصلحت نظام مي شده و همين امر باعث عزل وي شده است.» نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + هر سه دقيقه يک بار يکشنبه 1 ارديبهشت 1387 ساعت 2:5 عصر به نام يکتاي بي همتا هر سه دقيقه يک بار يک معتاد چند روز پيش روز پنج شنبه 29 فروردين سالگرد مادر بزرگ عزيزم بود ؛سر مزار که وايساده بودم منم گلاب مي ريختم .چند بار که نه هر دقيقه يا معتاد مي اومد سلام وصلوات مي فرستاد مي نشست تا يکي يه پولي بزاره کف دستش تا نمي دادي نمي رفتن اين يه طيف بودن؛دومي هم قرآن مي گرفتن دستشون مي اومدن مي خوندن پر از اشتباه و......... چه جورم بار اولم نبود مي ديدم اما اين بار افتضاح بود فکر کنم تورم به اينا هم اثر کرده که از خيابونا اومدن تو قبرستونا آبروي هرچي صاحب مجلسي که اونجا وايساده رو مي برن خدا نصيب هيچ کسي نکنه .همه شون معتاد بودن بدون استثنا ؛وقتي مي ايستادن طوري بود که يه صلوات مي فرستاد يک ايستي مي کرد چشا رو مي بست بعد دو سه دقيقه يه تکوني مي داد دوباره صلوات بعد مي گفت اجر صلواتمو بده برم . با خودم گفتم نيروي انتظامي رو بسيج مي کنن براي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي اما کسي اين معتادا رو که از سر روشون فساد مي باره و مزاحم مردم هم هستن جمع نمي کنن.چي بگم آخه.............................. نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + ابتذال يکشنبه 25 فروردين 1387 ساعت 1:27 صبح ابتذال در سينماي ايران چند وقتي صداي فيلم اکرلن نشده اي که در سينما پياده رو اکران شد و به فروش ميلياردي رسيد و در سينما خانه به تماشا گذاشته شد .فيلم جنجالي سنتوري بود.اصولا ما ايراني ها تا صداي چيزي در نياد دنبالش نمي ريم .هزاران فيلم جور وا جور تو اين مملکت ساخته شده اما 70 درصد اين مردم نديدنش اما فيلم هايي مثل اخراجي ها ؛خون بازي؛ و.... دست آخر سنتوري که البته آخريش هم نيست و نخواهد بود. اين فيلم که شاهکار تازه ابتذال سينماي ايران است ؛اگرسانسور مي شد آخرش 30 دقيقه اين فيلم هم براي تماشا باقي نمي موند؛که از خوانندگي هاي محسن چاووشي(علي سنتوري)در پارتي ها و عروسي ها گرفته تا دست به سر رو روي هم زدن هاي بهرام رادان با گل شيفته فراهاني وبه هم زدن مراسم مذهبي و... جيغ کشيدن و سنتور زدن ها همراه با به هم زدن قوانين کشوري و مذهبي و فرهنگي و اجتماعي و نشان دادن شمايل و....................................... که اگر به ذره ذره فيلم دقت بشه در هر دقيقه مي توان 10 مورد بي احترامي و ابتذال و... رو ديد. واقعا بايد تاسف خورد ؛البته من يکمي دير نوشتم و دليل نوشتنم اين بود که نتونستم جلوي خودم رو بگيرم ؛ مگه ميشه به اين چنين فيلمي جايزه هم داد.شاهکار جديد سينما تقريبا با فيلم 300 آمريکايي هيچ فرقي نداشت. دوست اين چنين داشته باشيم نيازي به دشمن نيست . به کجا چنين شتابان سينما (عين تذهبون سينما) نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + جدال سربازان با ژنرال ها پنجشنبه 22 فروردين 1387 ساعت 12:27 صبح جدال سربازان با ژنرال ها الان يک ماه که انتخابات در بسياري از حوزه ها تمام شده و صحت انتخابات نيز مشخص شده است . ولي مباحث پيرامون انتخابات هنوز که هنوز باز مورد توجه بسياري است. نتيجه هرچه شد حاصل يک رقابت پايا پاي نبود ؛و هر چه شد بر وفق مراد نبود. درست که انتظار بيش از اين داشتيم اما اگر بد تر از اين مي شد بايد (..........) شايد همه سريال امپراطور دريا رو ديده باشند ؛ انتخابات ما هم مشابه همان جنگي شد که در اين سريال ميان جان بوگو و دزدان دريايي رخ داد؛ حريف ما با ژنرال هاي آب ديده اي که مانند فرماندهان آموزش ديده آمريکايي بودند که به رقابت با سربازان تازه از آموزش برگشته ايراني پرداختند و مطمئنا بايد آنها پيروز ميدان مي شدند.و نتيجه درتعداد و رقم به سود آنها شده و چند نفر باقيمانده هم تقريبا به همين منوال است ولي همين لشکر بدون ژنرال که تا به اين جا رسيده و در دور دوم هم شانس بدي نداره خودش خيلي و در واقع پيروز اصلي اصلاح طلبان هستند. براي همه در درجه اول شرکت در انتخابات مهم بود و در درجه دوم حضور افراد شايسته با سلايق مختلف. مردم ما آگاه و حاضر هستند؛اما مطلب اصلي که مي خوام عرض بکنم مساله انتخابات ما با به مساله انتخاب سرمربي شبيه است البته از نوع برنامه نود فردوسي پور. برنامه نود بعد از حضور کلمنته يک نظر سنجي گذاشت و گفت مربي داخلي خوبه يا خارجي مخاطبان ثابت برنامه گفتند خارجي. هفته بعد با قلعه نويي برنامه گذاشت و نظر سنجي کردن و گفتند به قلعه نويي فرصت کافي داده شد يا بايد بهش فرصت بيشتري مي دادند دوباره همان مخاطبان گفتند بايد فرصت بيشتري داده مي شد. اما هفته بعدش با افشين قطبي برنامه گذاشت و نظر سنجي کرد و گفت علي دايي خوبه يا افشين قطبي مخاطبان ثابت برنامه گفتند افشين قطبي.چند هفته بعد علي دايي سرمربي شد نظر سنجي گذاشتند که آيا انتخاب علي دايي درست بوده يا نه باز همان مخاطبان گفتند علي دايي مستحق تر بود. آخرش ما نفهميديم که کدوم يکي شايسته بود. و انتخابات ما هم شبيه همين ما جراست امروز که اصلاح طلبان سر کارند يک سري عوامل شايعه مي سازند و جو ميشه بر عليه اونا فردا که اصلاح طلبان سر کار نيستند شايعه مي سازند اما اين بار بر عکس نتيجه مي ده جو ميشه بر نفع اصلاح طلبان فردا همين ماجرا به سر محافظه کاران يا اصولگرايان مياد يک نتيجه برعکس مي ده. يعني قبل از انتخابات در حال انتخابات و بعد از انتخابات . ميشه خوب کسي چه مي دونه. نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + چرا رفت و چرا باز آمد جمعه 2 فروردين 1387 ساعت 11:46 عصر به نام يکتاي بي همتاي آفرينش مژده اي دل که دگر باد صبا باز آمد هدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد برکش اي مرغ سحر نغمه داودي باز که سليمان گل از باد هوا باز آمد عارفي کو که کند فهم زبان سوسن تا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد عيد نوروز مبارک با يکمي تاخير بود اما خوب ارزشش رو داشت الان هم چند دقيقه فقط چند دقيقه وقت پيدا کردم تا به روز کنم.سال 86 که براي من سالي پر از موفقيت بود شايد کمتر سالي به اين شکل براي من تموم شده بود . ولي هرچه بود گذشت عادت ندارم که غصه گذشته رو بخورم و يا تو توهم گذشته بمونم اميد وارم امسال بسيار بهتر از سال 86 برام باشه و سال پر بار با موفقيت رو براي همه مسلمان هاي دنيا و تمامي هم وطن هايم آرزو مندم و آرزو مندم که کشور عزيزم ايراندر سال نو آوري و شکوفايي به اندازه 30 سال عمر انقلاب پر از موفقيت و نو آوري و شکوفايي بشه و اميد وارم که هفت سين سر سفره همه تو سال 87 کامل کامل بشه و هيچ سيني نباشه که براورده نشده باشه. موفق باشيد التماس دعا نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + گدايي در دانشگاه پنجشنبه 9 اسفند 1386 ساعت 12:41 صبح گدايي در دانشگاه اولا سلام دوما قرار نبود اينترنت بيام اما اين ماجرا واقعا شنيدني بود . گفتم حيف اطلاع رساني کنيم شايد بعدا ديگران زياد تعجب نکنند. کلاس مباني فلسفه استاد در حال تدريس ؛مثل هميشه در باز شد ويکي داخل اومد اما با يک شکل وشمايل ديگر الله اکبر يکي از عجايب هفت گانه دهن وچشم همه باز موند ناگهان فرد مذکور دست رو دراز کرد گفت : به من کمک کنيد خدا شاگرد اول تون کنه وووووووووو..................................... وقتي وارد دانشگاه مي شيم کيف تو دستمون نگهبان به زور با کارت دانشجويي راهمون مي ده اما اين که اين گدا چه جوري اومده خودش يه ما جرا البته از دانشگاه بي در و پيکر ما که پشت دانشگاه يک ديوار چند سانتي متري داره هيچ جاي تعجب نيست اما تو دانشگاه گدا .................... نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + دختر خورشيد يکشنبه 5 اسفند 1386 ساعت 9:41 عصر دختر خورشيد در نهفت پرده شب ، دختر خورشيد نرم مي بافد دامن رقاصه صبح طلايي را..... وز نهانگاه سياه خويش مي سرايد مرغ مرگ انديش را: ((چهره پردازسحر مرده است ! چشمه خورشيد افسرده است!)) مي دواند در رگ ش
: لينك دوستان من :
پشت جبههزئوسعشق من هيچ وقت تنهام نزارمحمد تميزکارخانواده و زندگي سالمقافله شهداءانتظارچشمهايشرهبر معظماکبر هاشمي رفسنجانيسازمان هواشناسي کشورروزنامه جوانخبرگزاري مهرفصل نومرکز اطلاع رساني شهيد آوينيپايگاه خبري - تحليلي دانشجويان ايرانخبرگزاري جمهوري اسلاميخبرگزاري ميراث فرهنگيبازتابخانه کتابمجمع تشخيص مصلحت نظامرشدسيد محمد خاتميمرکزاسناد انقلاب اسلاميدفترحفظ ونشرمجلس شوراي اسلاميفصاحتآبدارچيموج جديد(هسته علمي دانشجويان علوم اجتماعي دانشگاه پيام نور مرکزحزب اللهي مدرنيتهنگاه آفتاباز تاريخ ايران زمينيادداشتروزنامه کارگزارانروزنامه کارگزارانشهيد مطهريروزنامه اعتمادمصباح يزديانجمن جامعه شناسي ايرانانجمن جهاني جامعه شناسيمنتجب نيابهارستان هشتماصلاح طلبافسران سياستدرخواست ايرانيان براي کانديداتوري سيد محمد خاتمي : لوگوي دوستان من : : آرشيو يادداشت ها : ایده ای نوگرایانهترس وتخریب [2]فردای لختبه یاد 24 شهرویور85اعتراض خاتمی به تخریب هاشمیسیاست وتاریخ سیاست چیست؟ [2]خربرفت وخربرفت وخربرفتزنجیر از پایم نمی گشایم [2]اخراجی ها یا پر تو خالیزاهد تویی نه من [2]واقعیت تلخهبازیگران عرصه سیاست [2]مردی که تعریف وتمجید را دوست می داردنعمت های مادی ومعنوی در بهشتمقاومت حق قانونی........ایران دوباره خروشیدپناهندگی به پرچم بیگانگانآیت الله هاشمی رفسنجانیمطهری دومی در جمهوری اسلامیبدون جوابقانون گريزي [2] پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید 1 2 3 4 > + فيلترينگ يا کنترل اجتماعي دوشنبه 24 تير 1387 ساعت 5:11 عصر فيلترينگ يا کنترل اجتماعي موضعي که از ورود تکنولوژي مدرن به اجتماع و همگاني شدن استفاده از اين تکنولوژي بحث داغ و به روزي است. اما آيا فيلترينگ درست است يا نه آيا فيلترينگ همان کنترل صحيح رسانه نيست؟ جواب همه اين ها دو کلمه بله و يا خداي نکرده خير نيست ؛ امروز با وجود امکانات اينترنت ؛ماهواره ؛ تلفن همراه؛راديو؛تلويزيون؛سيستم ويدئويي و.... بايد گفت که فيلترينگ وظيفه حاکميت مي پرسيد چرا؟؟؟؟؟امروزه با وجود تهاجمات گوناگون که تمامي کشور بر عليه هم ديگر چه دوست و چه دشمن انجام مي دهند يک وظيفه و حق قانوني براي حاکميت ها است چنان که از کشور خودمون گرفته تا کشور فرانسه و چين و غيره مي بينيم .امروزه نه تنها کشور ما که مورد تهاجم فرهنگي اخلاقي سياسي اجتماعي و..... است بلکه کشور هاي ديگر هم مورد چنين تهاجمي واقع مي شوند . اما کشور ما يک فرق اساسي با کشور هاي ديگر دارد اين که در کشورما فيلترينگ بحثي پذيرفته نشده است ولي در کشور هاي ديگر امري پذيرفته شده و جزو واجبات است . چرا چون هيچ کشوري دوست نداره جوان و مردم کشورش توسط يک کشور ديگر مورد تجاوز و تهاجم فکري قرار بگيره . اما متاسفانه ما امروزما فکر مي کنيم فيلترينگ يعني سلب آزادي يعني ممنوعيت براي سکنه کشور در حالي که اين طرز تفکر صحيح نيست چرا ؟ چون امروزه تو بسياري از کشور هاي غربي که مي ريم و مي بينيم که داد و فرياد شون آزادي بي حد و حصر در واقع اين چنين نيست دليل: اين که براي مبتذل ترين کانال ها شون کارت گذاشتن و يا به کل فيلتر کردن بر عکس براي بهترين وناب ترين کنال ها شون براي تماشا جايزه هم مي دن ( اما تو کشور ما براي مبتذل ترين برنامه ها ماهواره اي و .. هزينه دوبل مي زارن در حالي که بريم شبکه ديسکاوري عمرا نمي گيره که بهترين شبکه علمي در سراسر جهان و بايد پاش کارت بخري) . تو کشور ما وقتي با يک مطلب سياسي و يا يک بحث اجتماعي مقابله ميشه ميگن آزادي نداريم در حالي که تو کشور هاي غربي وقتي اين مقابله انجام ميگيره ميگن آزادي دو برابر شد. تو کشور هاي پيشرفته و مخترع اين فناوري که محسنات و مضرات اين فناوري رو مي دونن ميان و براي پخش يک برانه ساعات پخش در نظر مي گيرن يعني زماني که بچه تو خونه نيست . براي ديدن فيلم گروه سني در نظر دارن يعني زير دوازده سال نبين و وقتي ميرن سينما بچه رو راه نمي دن اما تو کشور ما بر عکس تا ميبني زير دوازده سال نوشته بچه ميخکوب ميشه و مامان و بابا هم مي گن بزار ببين براش عبرت ميشه مسائل اجتماعي رو از الان لمس بکنه ديگه به اين فکر نمي کنند که بابا اين مخش کوتاه نميکشه فردا قاطي مي کنه نتيجه برعکس ميشه .تو کشور هاي صاحب فناوري مي اد رو موبايل قفل بچه نصب مي کنه تو کشور ما هم قفل پدر درست مي کنند. درواقع فيلترينگ در تمامي کشور ها وجود داره اين که فلان مساله سياسي رو ما چرا نبايد بدونيم خوب اگر دگتر بهت بگه کباب نخور عليرغم اين که دوست داري اما نمي خوري خوب مساله فيلتر هم مثل همون کشوري که مي خواد منافع ملي رو حفظ بکنه کشوري که مي خواد منافع حاميت به خطر نيافته مطمئنا اين کار رو مي کنه ولي ما فکر مي کنيم تو تمامي کشور هاي جهان آزادي است تو کشور ما نيست همه مون فکر مي کنيم تو کشور ما زنداني سياسي است اما تو کشور امريکا زنداني سياسي که هيچ زنداني اصلا وجود نداره اين همين پس يعني بايد برخي سايت هاي اينترنتي فيلتر بشن که ما دستمون بهش نرسه اين همه مي گيم مبارزه با طرح بد حجابي خوب اگر اين فيلترينگ ؛ سال ها پيش در کشور انجام مي داديم امروز ديگه هزينه اي براي مبارزه با اون پرداخت نمي کرديم . و يا بسياري از اين دست که اين رشته سر دراز دارد.......................... نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + شکست در اردوگاه جمعه 7 تير 1387 ساعت 2:13 عصر شکست در اردوگاه امروز در حال مرور وبلاگ هاي تازه به روز شده بودم که به وبلاگ يکي از عزيزان که اسم وبش رو هم به شهيدان بزرگوار مزين کرده نگاه مي کردم به مطلبي برخورد کردم که مال چند هفته پيش بود که جنجالي هم به پا کرد.بعد ماجراي دانشگاه زنجان به يکي از دوستان که در زنجان مشغول تحصيل زنگ زدم و ماجرا رو پرسجو کردم و از کم و کيف ماجرا با خبر شدم .زياد برام جال نبود و اصلا خوشم نيومد که درباره اش چيزي بنويسم .اما امروز وقتي تو وبلاگ مذکور به مطلب مورد نظر برخورد کردم که ماجرا رو به يکي ازگروههاي سياسي ربط داده ديگه گفتم بايد بنويسم. تو وبلاگ مذکور که نويسنده اصول گرا هم مي باشد اونم از نوع بنياد گرا ماجراي دانشگاه سراسري زنجان رو فتنه اصلاح طلبان تشخيص داده و اصلاح طلبان رو متهم به اجراي اين برنامه دونست و فرد مذکور رو يک طعمه دونسته تا از اين طريق دولت رو خراب بکنند. 1_ بايد عرض کنم که اگر اصلاح طلبان چنين کاري رو مي خواستند انجام بدهند با يک نفري مي کردند که لااقل مشهور تر صاحب منسب تر و... باشه تا بيشتر صدا کنه و .. و نه به معاون يک دانشگاه سراسري.که البته هيچ گاه چنين کاري نمي کنند. 2_ دوست گرامي اين اتفاق از سوي دانشجويان افتاده نه يک گروهي که متصل به اصلاح طلبان باشه. 3_اگر برنامه ريزي از سوي اصلاح طلبان بود که الان دانشجويان مورد نظر اعتراف کرده بودند. 4_ دفاع از دولت اين قدر مهم و حياطي و... است که شما داري به يک گروه تهمت مي زني . 5_ از قديم گفتن تا نباشد چيزيکي مردم نگويند چيز ها و حالا که اين چيز حرف هم نيست تصوير دکمه باز و روسري و... گم کردن دست و پا و... 6_ خوب پس اگر هر اتفاق بدي که در دولت خاتمي افتاده اون اتفاقات رو اصول گرايان انجام دادن ديگه ربطي به کسي و .. نداشته اگر اين طور اين اين جوريه. 7_ من اون معاون دانشگاه رو اسمش نمي آرم و متهم هم نمي کنم و نمي گم هم که اين کار رو کرده اما اين دوست گرامي که ادعاي اصول گرايي هم داره بايد بدون رهبر آگاه و فرزانه انقلاب تاکيد بر وحدت و هماهنگي و انسجام و... دارن وتاکيدشان بر دوري جستن از اختلاف و تهمت زني و ... است. نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + تعطيل جمعه 31 خرداد 1387 ساعت 11:7 صبح سلللللللللللللللللللللللللللللللللللاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام عزيزان بعد يک ماه بلاخره آپيديم انصافا خيلي سخت بود ؛دوري از شما نه امتحانات پدرمون رو در آوردن يک ليوان آبم روش حالا خوب تموم کرديم با هزار تا تست و تشريحي ؛خوب عزيزان داريم ضربتي مي خونيم بايد زود تر تموم کنيم تا ليسانس به ديپلم تبديل نشده و بريم کارشناسي ارشد که ليسانس از مد افتاد يک توصيه برادرانه عزيزان کنکور ندين يا مي دين بايد ترمي بالاي 18 بردارين ضربتي فوري تموم کنين همين . دم خودم بايد گرم باشه چون درست اول تابستان تموم کردم و آخر بهار نزاشتم اين دانشگاهي ها يک روز از تعطيلات شاد تابستان رو ازم بگيرن . موفق باشين نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + برگ زريني ديگر در کارنامه فرهنگ سازان مدرنيسم ثبت شد. دوشنبه 30 ارديبهشت 1387 ساعت 1:31 صبح برگ زريني ديگر در کارنامه فرهنگ سازان مدرنيسم ثبت شد. برگ زريني ديگر در کارنامه فرهنگ سازان مدرنيسم ثبت شد تا دوباره شاهد اوج گيري اين خيل عظيم و طرفدار فرهنگ گرايي و غربي گرايي و فرار از امليسم و........باشيم. شنبه منم مثل اون چند ميليوني که بازي رو رفتن از ورزشگاه ديدن و از تلويزيون نگاه کردن بازي رو از تلويزيون خونه به شکل کاملا راحت و با آسايش تمام نگاه مي کردم درسته که تو تموم بازي داشت اعصابم خورد مي شد و اما خوب به خاطر نتيجه بازي نگاه مي کردم و شور و هيجاني که تو فن بازي بود منو پاي تلويزيون نشونده بود .اما براي من بعد بازي بسيار جالب بود البته براي ما ايراني ها که کپي برداري از ايتاليايي ها اسپانيايي ها انگليسي ها کار بسيار راحتي و در عمل هم واقعا با اراده اراني عمل مي کنيم شاهد ورود تماشاگران فرهنگ دوست وورزشکار بوديم که وسط زمين رو چمن ها در حال هنر نمايي بودند و در عين حال در حال تخريب چمن که البته فردا صداي همين تماشاگر ها در خواهد آمد که چرا زمين چمن ندارد و .......... البته تماشاگر نما ها هم کم نذاشتن داشتن صندلي ها رو تخريب مي کردن ؛ کاري که دستگاه هاي ويبره دهنده قوي از عهده اين کار بر نمي اومدن. من نمي دونم اينا چي فکر مي کنن که صندلي ميشکنن حتما پولش رو داده خوب بيچاره من و تو هستيم که حرص مي خوريم يک متر زمين ورزشي اضافه بشه اينا صندلي ميشکنن خوب همين ميشه پولي رو که بايد باهاش سالن بسازن ميدن صندلي مي خرن شيشه مي خرن شير آب مي خرن بعد هم سازمان تربيت بدني مي گه بودجه کم آورديم بابا بودجه کم نيست ما خودمون پول مي خوريم عين اون برف روب ها هستن عينهو اونا مي مونيم.خوب فرهنگ داريم ادعاي مدرنيسم مي کنيم ادعاي امل بودن به چادري ها شلوار پارچه اي هاو.... مي زنيم خوب همينه کاريش نميشه کرد.مي ريم خيابون شيشه ماشين مي شکنيم بدنه ماشين خورد مي کنيم تابلو مي شکنيم لباس و لاستيک آتيش مي کشيم جنبه نداريم که برامون امکانات تهيه کنند.البته بايد جاي خوشحالي کرد که پرسپوليس برد وگرنه ورزشگاه آزادي رو رو سرشون مي زاشتن و مي کوبيدن زمين. نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + تقليد، مدرنيسم شنبه 21 ارديبهشت 1387 ساعت 6:35 عصر تقليد، مدرنيسم،با کلاس،مد و......................... چند تا واژه مجهول الهويه که افتاده سر زبون بعضي ها ول نمي کنن خيلي هم خسته کننده هستن،امروز تيپ ديويد بکهام مي زنن پس فردا يکي ديگه پس اون فردا يکي ديگه هر روز هم که ماشا الله يک نفر الگوي پاک و نجيب و سر به زير تميز و............ تو اين مملکت و دنيا پيدا ميشه که داراي تمامي شخصيت ها و رفتار هاي يک الگوي مناسب براي دختر و پسر با فرهنگ و تاريخي و وطن پرست ايرونيه که عشق وطن و زرتشتي و نمي دونم فلسفه آفرينش چيه و....... است که اگر بشيني پاي صحبت اينا اگر ندوني و نشنوي و نبيني فکر مي کني اصالتا يک هخامنشي يا قاجاري يا شاه عباسي و......... از کجاشون بگم امروز جواد رضويان رو الگو مي دونن فردا گلزار رو پس فردا مهناز افشار رو قبلا هم هديه تهراني بود.خدا رو شکر تو اين مملکت و تو اين دنيا هيچ مخترع ودانشمند و فيلسوفي نيست که اونا رو براي خودمون الگو قرار بديم حتيتو همين کشور هاي غربي من فکر مي کنم کسي درست و حسابي پيدا نميشه همه ميرن مي خورن مي کشن تو پارتي هستم و هيچ پيشرفت علمي هم ندارن. من فکر مي کنم انرژي هسته اي رو ديويد بکهام کشف کرده ،برق رو رونالدو ؛تلفن رو جنيفر لوپز؛اينترنت رو جکي جان ،حتما زود پز رو هم يکي از بازيگران ايراني کشف کرده چون کمتر مورد الگو برداري قرار مي گيرند.آخه امروز مدل مو آناناسي مياد فردا مدل سيبک تيفوسي پس فردا تاج خروس پس اون فردا غنچه اي سال بعدش گاو چروني پارسالش گوسفد چروني ؛واقعا برازنده اند، من هر وقت اين تيپ ها رو مي بينم ياد قرض و وام مسکن و شهرام جزايري و ...... مي افتم خوب مد و مدگرايي چي ميشه کرد ما ها که خود مون قدرت تشخيص نداريم براي همين صبر مي کنيم 2 تا يهودي يا 3 تا مصيحي يا 4 تا بودا و.... طرح مي دن تا لباس هاي اونا رو بخريم تنمون کنيم اونم چه شخصيتي بهمون ميده . اصلا اين حافظ و سعدي و بو علي سينا و... فکر مي کنم مو هاشون رو به شکل جوجه تيغي در مي اوردن يا مثلا فلان دکتر مشهور مغز و اعصاب لوپر ميزاره يا فلان تاجر بزرگ فرش لباس جين کثيف به شکل فاضلاب مي پوشه خوب بايد يک جوري خودمون رو نشون بديم خودمون رو با شخصيت جلوه بديم خودمون رو با امل ها که هيچي بلد نيستن اصلا تو ادبيات هم 1 مي گيرن جدا نشون بديم. بگيم مدرن هستيم با کلاسيم از اين حرف ها اخه کمبود داريم اونم به شکل افتضاح افتضاح..................................... نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + انتقاد «مريم بهجت تبريزي» نسبت به سريال «شهريار»؛ سهشنبه 17 ارديبهشت 1387 ساعت 1:21 عصر انتقاد «مريم بهجت تبريزي» نسبت به سريال «شهريار»؛ دختر شهريار: سريال «شهريار» ارتباطي با زندگي واقعي پدرم ندارد خبرگزاري فارس: «مريم بهجت تبريزي» فرزند استاد شهريار در واکنش به سريال «شهريار» گفت: اعلام ميکنم که آنچه به عنوان سريال شهريار از شبکه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلندآوازه ايراني، شهريار نداشته است. «مريم بهجت تبريزي» فرزند استاد شهريار در واکنش به سريال «شهريار»(کمال تبريزي) به خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: سريالي که با نام «شهريار» از شبکه دوم سيما در حال پخش است، متاسفانه داراي صحنهها و سکانسهايي غيرواقعي و توهين آميز به شخصيت استاد شهريار بوده که نه تنها با واقعيتهاي حيات آن بزرگوار همخواني نداشته و ندارد، بلکه با تحريف و تغييراتي همراه بوده است که نهايتا به مسخ شخصيت حقيقي و اجتماعي و ادبي پدرم -که محبوبترين شاعر ايران در قرن حاضر است- منجر ميشود. وي ادامه داد: متاسفانه با تماشاي اهانتهاي ناروا به مادرم و تصويري مبهم از يک معلم فرهنگي شريف، متوجه شدم که سريال شهريار بدون کمترين تحقيق و پژوهش سرهمبندي و نگارش شده است. فرزند محمدحسين بهجتتبريزي با اشاره به ذکر نام خانواده شهريار در تيتراژ اين سريال به فارس گفت: ميخواهم بگويم شما که خانواده شهريار را در جريان اين سريال نگذاشتيد و اطلاعات مستندي هم از آنها نگرفتهايد، چگونه در تيتراژ انتهاي سريال از آنها تشکر ميکنيد؟! وقتي اين مطلب را بيننده سريال ميبيند، فکر ميکند که حتما خانواده شهريار نيز با اين سريال همکاري داشته است. وي افزود: اگر من را از اين جريان مطلع ميکردند،ابتدا درخواست ميکردم که فيلمنامه را بخوانم. بهجت تبريزي همچنين گفت: برطبق قانون حمايت از مؤلفان و منصفان، اين سريال بدون مجوز پخش شده است در حالي که به موجب اين قانون تا 30 سال تمام حقوق مادي و معنوي به ورثه تعلق ميگيرد و براي هر گونه استفادهاي بايد از وراث اجازه گرفته شود ولي سازندگان اين سريال از ما هيچگونه اجازهاي نگرفتند. وي ادامه داد: داستان،بيوگرافي و شخصيتي که از پدر من در اين سريال نمايش داده ميشود به طور کلي متفاوت از واقعيت است و کسي که اين فيلم را ساخته کوچکترين شناختي از شخصيت ادبي، مذهبي، ديني و عرفاني پدرم نداشته است. بهجت تبريزي با اشاره به برخي شخصيتهاي اين سريال به فارس گفت: حتي شخصيتهايي در اين سريال وجود دارد مثل ابراهيم اديب يا گلرخ که اصلا وجود خارجي نداشتهاند. کلا داستاني که در مورد جواني، بعد از ازدواج و ميانسالي پدرم نشان ميدهند، مورد دخل و تصرف واقع شده است. وي افزود: اولا به لحاظ زماني،تاريخها را رعايت نکردهاند و همه ساختگي بودند.به جرات ميگويم 80 تا 90 درصد اين پروژه ساختگي است و هيچکدام از اينها اتفاق نيفتاده است. دختر استاد شهريار تصريح کرد: قسمت اخير سريال «شهريار» کاملا ساختگي بود چرا که مادر من اصلا در بيمارستان فوت نکردهاند و اصلا مريض نبودهاند بلکه ايشان سکته مغزي کردند و از دنيا رفتند. وي در ادامه گفتوگو با فارس، با انتقاد از نمايش چهرهاي غير واقعي از مادرش در اين سريال افزود: مادرم، فردي باسواد بوده که در سريال بيسواد معرفي ميشود. ايشان نوه عمه پدرم و خويشاوند نزديک مادرم بود ولي در اين سريال، يک فرد بيگانه معرفي ميشود که پدرم را به طور اتفاقي در بانک ميبيند. بهجتتبريزي گفت: مادر من عاشق شعرهاي پدرم بود چون بيست و چند سال از پدرم کوچکتر بود و به خاطر انگيزه ادبياش با پدرم ازدواج کرد. وي در ادامه گفت: همانطور که اشاره کردم برخلاف آنچه سريال نشان ميدهد مادر من اصلا مريض نبودند. يک روز که ما را براي مدرسه آماده ميکردند، سکته مغزي کردند و دار فاني را وداع گفتند. ايشان اصلا بيمارستان نرفتند که پدرم از ايشان پرستاري کند. وي ادامه داد: برخلاف آنچه در «شهريار» ديديم، اين واقعيت ندارد که مادرم، پدرم را «محمد جان» صدا ميکرده بلکه همه او را با نام شهريار صدا ميزدند و مادرم نيز به نام آقا شهريار صدايش ميکرد. «بهجت تبريزي» با بيان اين نکته که شهريار در 40 سال آخر زندگياش خانهنشين بوده، افزود: پدر من، 40 سال آخر زندگياش را از خانه بيرون نرفت. خودش يک شعري را دارد که وصف احوال اين چهل سال است: از من چه طالعي است که با اين شتاب عمر/بازم بپرود لب بام آفتاب عمر/ من روي چرخ و پره هنوز و به پيچ و تاب/ جايي که آب ريخته از آسياب عمر/ سائيده رشتهاي است که تابيده به گلو/ من تاب ميخورم به نخي از طناب عمر / چل سال آزگار به زندان روزگار حبس ابد چگونه نهي در حساب عمر/. وي افزود: در آن مدت اگر کسي به ملاقات استاد شهريار ميآمد، بعضي وقتها ميپذيرفت و بعضي مواقع به دليل کسرت جمعيت و اينکه حال عمومي خوبي نداشت، نميتوانست کسي را به حضور بپذيرد. فرزند شهريار تصريح کرد: در کل سريال «شهريار» بر مبناي واقعيت نيست و نه تنها همخواني با زندگي پدرم ندارد بلکه نوعي اهانت نسبت به ايشان، مادرم و خانواده ما است. بهجت تبريزي گفت:اين سريال بدون کوچکترين تحقيق و پژوهش سرهمبندي و نگارش شده است، لذا به عنوان يک رسالت تاريخي، نه به عنوان وارث پدرم که جاي خود دارد، بلکه به عنوان يک واصل با استادي که سالها با او زندگي گذراندهام، اعلام ميکنم که آنچه به عنوان سريال شهريار از شبکه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلندآوازه ايراني، شهريار نداشته است. وي افزود: به جرات ميتوانم بگويم حتي يک مطالب مهم که در مورد پدرم بايد منعکس شود، در اين سريال ديده نميشود و اکثريت مطالب مهم زندگي پدرم مثل شبي که از عشق مجازي به عشق حقيقي رسيد و مهمترين شب زندگي او محسوب ميشود، در اين فيلم آن چنان که بايد به مردم نشان داده نشده است. فرزند شهربار خاطرنشان کرد: پدرم وقتي از تبريز به تهران آمدند، 13 _ 14 ساله بودند و در سنين پايين به دارالفنون به مدت 7 سال درس طب خواندند، ايشان بين 20 تا 30 سال به عشق حقيقي رسيدند و متحول شدند، اتفاقي که براي کمتر کسي ميافتد ولي در سريال «تبريزي» به هيچ يک از اين مسائل پرداخته نشده است. وي در انتها گفت:پدرم فردي بسيار متدين و مذهبي بودند ولي اين مسئله نشان داده نشده است.ايشان حافظ قرآن بودند و آن قدر قرآن خوانده بودند که زبان عربي را از اين طريق ياد گرفتند. خبرگزاري فارس نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + ارتباط با مجمع دليل عزل دانش جعفري پنجشنبه 5 ارديبهشت 1387 ساعت 9:26 عصر ارتباط با مجمع دليل عزل دانش جعفري آفتاب؛ هادي حق شناس نماينده بندر انزلي درباره اظهارات انتقادي دانش جعفري از سياست هاي اقتصادي دولت نهم تاکيد کرد؛ «اگر دانش جعفري خود دلايل عزل خود را بيان نمي کرد باز هم آگاهان مسائل اقتصادي دليل استعفاي عزل گونه وي را همين موضوعات مي دانستند.» وي افزود؛ «مهم ترين مشکل دانش جعفري عدم باور دولت به تئوري هاي اقتصادي بوده ولي دولت انتظار داشته که شاخص هاي اقتصادي در کوتاه مدت مثبت شود و اين قابل انجام نبود.» حق شناس اضافه کرد؛ «شخص دانش جعفري وقتي در مقابل سياست هاي غلط مقاومت مي کرد، به دليل سابقه قبلي کاري اش متهم به ارتباط با مجمع تشخيص مصلحت نظام مي شده و همين امر باعث عزل وي شده است.» نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + هر سه دقيقه يک بار يکشنبه 1 ارديبهشت 1387 ساعت 2:5 عصر به نام يکتاي بي همتا هر سه دقيقه يک بار يک معتاد چند روز پيش روز پنج شنبه 29 فروردين سالگرد مادر بزرگ عزيزم بود ؛سر مزار که وايساده بودم منم گلاب مي ريختم .چند بار که نه هر دقيقه يا معتاد مي اومد سلام وصلوات مي فرستاد مي نشست تا يکي يه پولي بزاره کف دستش تا نمي دادي نمي رفتن اين يه طيف بودن؛دومي هم قرآن مي گرفتن دستشون مي اومدن مي خوندن پر از اشتباه و......... چه جورم بار اولم نبود مي ديدم اما اين بار افتضاح بود فکر کنم تورم به اينا هم اثر کرده که از خيابونا اومدن تو قبرستونا آبروي هرچي صاحب مجلسي که اونجا وايساده رو مي برن خدا نصيب هيچ کسي نکنه .همه شون معتاد بودن بدون استثنا ؛وقتي مي ايستادن طوري بود که يه صلوات مي فرستاد يک ايستي مي کرد چشا رو مي بست بعد دو سه دقيقه يه تکوني مي داد دوباره صلوات بعد مي گفت اجر صلواتمو بده برم . با خودم گفتم نيروي انتظامي رو بسيج مي کنن براي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي اما کسي اين معتادا رو که از سر روشون فساد مي باره و مزاحم مردم هم هستن جمع نمي کنن.چي بگم آخه.............................. نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + ابتذال يکشنبه 25 فروردين 1387 ساعت 1:27 صبح ابتذال در سينماي ايران چند وقتي صداي فيلم اکرلن نشده اي که در سينما پياده رو اکران شد و به فروش ميلياردي رسيد و در سينما خانه به تماشا گذاشته شد .فيلم جنجالي سنتوري بود.اصولا ما ايراني ها تا صداي چيزي در نياد دنبالش نمي ريم .هزاران فيلم جور وا جور تو اين مملکت ساخته شده اما 70 درصد اين مردم نديدنش اما فيلم هايي مثل اخراجي ها ؛خون بازي؛ و.... دست آخر سنتوري که البته آخريش هم نيست و نخواهد بود. اين فيلم که شاهکار تازه ابتذال سينماي ايران است ؛اگرسانسور مي شد آخرش 30 دقيقه اين فيلم هم براي تماشا باقي نمي موند؛که از خوانندگي هاي محسن چاووشي(علي سنتوري)در پارتي ها و عروسي ها گرفته تا دست به سر رو روي هم زدن هاي بهرام رادان با گل شيفته فراهاني وبه هم زدن مراسم مذهبي و... جيغ کشيدن و سنتور زدن ها همراه با به هم زدن قوانين کشوري و مذهبي و فرهنگي و اجتماعي و نشان دادن شمايل و....................................... که اگر به ذره ذره فيلم دقت بشه در هر دقيقه مي توان 10 مورد بي احترامي و ابتذال و... رو ديد. واقعا بايد تاسف خورد ؛البته من يکمي دير نوشتم و دليل نوشتنم اين بود که نتونستم جلوي خودم رو بگيرم ؛ مگه ميشه به اين چنين فيلمي جايزه هم داد.شاهکار جديد سينما تقريبا با فيلم 300 آمريکايي هيچ فرقي نداشت. دوست اين چنين داشته باشيم نيازي به دشمن نيست . به کجا چنين شتابان سينما (عين تذهبون سينما) نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + جدال سربازان با ژنرال ها پنجشنبه 22 فروردين 1387 ساعت 12:27 صبح جدال سربازان با ژنرال ها الان يک ماه که انتخابات در بسياري از حوزه ها تمام شده و صحت انتخابات نيز مشخص شده است . ولي مباحث پيرامون انتخابات هنوز که هنوز باز مورد توجه بسياري است. نتيجه هرچه شد حاصل يک رقابت پايا پاي نبود ؛و هر چه شد بر وفق مراد نبود. درست که انتظار بيش از اين داشتيم اما اگر بد تر از اين مي شد بايد (..........) شايد همه سريال امپراطور دريا رو ديده باشند ؛ انتخابات ما هم مشابه همان جنگي شد که در اين سريال ميان جان بوگو و دزدان دريايي رخ داد؛ حريف ما با ژنرال هاي آب ديده اي که مانند فرماندهان آموزش ديده آمريکايي بودند که به رقابت با سربازان تازه از آموزش برگشته ايراني پرداختند و مطمئنا بايد آنها پيروز ميدان مي شدند.و نتيجه درتعداد و رقم به سود آنها شده و چند نفر باقيمانده هم تقريبا به همين منوال است ولي همين لشکر بدون ژنرال که تا به اين جا رسيده و در دور دوم هم شانس بدي نداره خودش خيلي و در واقع پيروز اصلي اصلاح طلبان هستند. براي همه در درجه اول شرکت در انتخابات مهم بود و در درجه دوم حضور افراد شايسته با سلايق مختلف. مردم ما آگاه و حاضر هستند؛اما مطلب اصلي که مي خوام عرض بکنم مساله انتخابات ما با به مساله انتخاب سرمربي شبيه است البته از نوع برنامه نود فردوسي پور. برنامه نود بعد از حضور کلمنته يک نظر سنجي گذاشت و گفت مربي داخلي خوبه يا خارجي مخاطبان ثابت برنامه گفتند خارجي. هفته بعد با قلعه نويي برنامه گذاشت و نظر سنجي کردن و گفتند به قلعه نويي فرصت کافي داده شد يا بايد بهش فرصت بيشتري مي دادند دوباره همان مخاطبان گفتند بايد فرصت بيشتري داده مي شد. اما هفته بعدش با افشين قطبي برنامه گذاشت و نظر سنجي کرد و گفت علي دايي خوبه يا افشين قطبي مخاطبان ثابت برنامه گفتند افشين قطبي.چند هفته بعد علي دايي سرمربي شد نظر سنجي گذاشتند که آيا انتخاب علي دايي درست بوده يا نه باز همان مخاطبان گفتند علي دايي مستحق تر بود. آخرش ما نفهميديم که کدوم يکي شايسته بود. و انتخابات ما هم شبيه همين ما جراست امروز که اصلاح طلبان سر کارند يک سري عوامل شايعه مي سازند و جو ميشه بر عليه اونا فردا که اصلاح طلبان سر کار نيستند شايعه مي سازند اما اين بار بر عکس نتيجه مي ده جو ميشه بر نفع اصلاح طلبان فردا همين ماجرا به سر محافظه کاران يا اصولگرايان مياد يک نتيجه برعکس مي ده. يعني قبل از انتخابات در حال انتخابات و بعد از انتخابات . ميشه خوب کسي چه مي دونه. نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + چرا رفت و چرا باز آمد جمعه 2 فروردين 1387 ساعت 11:46 عصر به نام يکتاي بي همتاي آفرينش مژده اي دل که دگر باد صبا باز آمد هدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد برکش اي مرغ سحر نغمه داودي باز که سليمان گل از باد هوا باز آمد عارفي کو که کند فهم زبان سوسن تا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد عيد نوروز مبارک با يکمي تاخير بود اما خوب ارزشش رو داشت الان هم چند دقيقه فقط چند دقيقه وقت پيدا کردم تا به روز کنم.سال 86 که براي من سالي پر از موفقيت بود شايد کمتر سالي به اين شکل براي من تموم شده بود . ولي هرچه بود گذشت عادت ندارم که غصه گذشته رو بخورم و يا تو توهم گذشته بمونم اميد وارم امسال بسيار بهتر از سال 86 برام باشه و سال پر بار با موفقيت رو براي همه مسلمان هاي دنيا و تمامي هم وطن هايم آرزو مندم و آرزو مندم که کشور عزيزم ايراندر سال نو آوري و شکوفايي به اندازه 30 سال عمر انقلاب پر از موفقيت و نو آوري و شکوفايي بشه و اميد وارم که هفت سين سر سفره همه تو سال 87 کامل کامل بشه و هيچ سيني نباشه که براورده نشده باشه. موفق باشيد التماس دعا نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + گدايي در دانشگاه پنجشنبه 9 اسفند 1386 ساعت 12:41 صبح گدايي در دانشگاه اولا سلام دوما قرار نبود اينترنت بيام اما اين ماجرا واقعا شنيدني بود . گفتم حيف اطلاع رساني کنيم شايد بعدا ديگران زياد تعجب نکنند. کلاس مباني فلسفه استاد در حال تدريس ؛مثل هميشه در باز شد ويکي داخل اومد اما با يک شکل وشمايل ديگر الله اکبر يکي از عجايب هفت گانه دهن وچشم همه باز موند ناگهان فرد مذکور دست رو دراز کرد گفت : به من کمک کنيد خدا شاگرد اول تون کنه وووووووووو..................................... وقتي وارد دانشگاه مي شيم کيف تو دستمون نگهبان به زور با کارت دانشجويي راهمون مي ده اما اين که اين گدا چه جوري اومده خودش يه ما جرا البته از دانشگاه بي در و پيکر ما که پشت دانشگاه يک ديوار چند سانتي متري داره هيچ جاي تعجب نيست اما تو دانشگاه گدا .................... نوشته شده توسط : چرک نويس نظرات ديگران [ نظر] + دختر خورشيد يکشنبه 5 اسفند 1386 ساعت 9:41 عصر دختر خورشيد در نهفت پرده شب ، دختر خورشيد نرم مي بافد دامن رقاصه صبح طلايي را..... وز نهانگاه سياه خويش مي سرايد مرغ مرگ انديش را: ((چهره پردازسحر مرده است ! چشمه خورشيد افسرده است!)) مي دواند در رگ ش
: لوگوي دوستان من :
: آرشيو يادداشت ها : ایده ای نوگرایانهترس وتخریب [2]فردای لختبه یاد 24 شهرویور85اعتراض خاتمی به تخریب هاشمیسیاست وتاریخ سیاست چیست؟ [2]خربرفت وخربرفت وخربرفتزنجیر از پایم نمی گشایم [2]اخراجی ها یا پر تو خالیزاهد تویی نه من [2]واقعیت تلخهبازیگران عرصه سیاست [2]مردی که تعریف وتمجید را دوست می داردنعمت های مادی ومعنوی در بهشتمقاومت حق قانونی........ایران دوباره خروشیدپناهندگی به پرچم بیگانگانآیت الله هاشمی رفسنجانیمطهری دومی در جمهوری اسلامیبدون جوابقانون گريزي [2] پشتيباني وطراحي: وبلاگ قالب وبلاگ حب الحسین اجننی وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند وبلاگ شلمچه برای سفارش قالب به دو وبلاگ اول می تونید سر بزنید
ایده ای نوگرایانهترس وتخریب [2]فردای لختبه یاد 24 شهرویور85اعتراض خاتمی به تخریب هاشمیسیاست وتاریخ سیاست چیست؟ [2]خربرفت وخربرفت وخربرفتزنجیر از پایم نمی گشایم [2]اخراجی ها یا پر تو خالیزاهد تویی نه من [2]واقعیت تلخهبازیگران عرصه سیاست [2]مردی که تعریف وتمجید را دوست می داردنعمت های مادی ومعنوی در بهشتمقاومت حق قانونی........ایران دوباره خروشیدپناهندگی به پرچم بیگانگانآیت الله هاشمی رفسنجانیمطهری دومی در جمهوری اسلامیبدون جوابقانون گريزي [2]
وبلاگ قالب
وبلاگ حب الحسین اجننی
وبلاگ خدایی که به ما لبخند می زند
وبلاگ شلمچه
برای سفارش قالب به دو
وبلاگ اول می تونید
سر بزنید
+ فيلترينگ يا کنترل اجتماعي
فيلترينگ يا کنترل اجتماعي
موضعي که از ورود تکنولوژي مدرن به اجتماع و همگاني شدن استفاده از اين تکنولوژي بحث داغ و به روزي است.
اما آيا فيلترينگ درست است يا نه آيا فيلترينگ همان کنترل صحيح رسانه نيست؟
جواب همه اين ها دو کلمه بله و يا خداي نکرده خير نيست ؛ امروز با وجود امکانات اينترنت ؛ماهواره ؛ تلفن همراه؛راديو؛تلويزيون؛سيستم ويدئويي و.... بايد گفت که فيلترينگ وظيفه حاکميت مي پرسيد چرا؟؟؟؟؟امروزه با وجود تهاجمات گوناگون که تمامي کشور بر عليه هم ديگر چه دوست و چه دشمن انجام مي دهند يک وظيفه و حق قانوني براي حاکميت ها است چنان که از کشور خودمون گرفته تا کشور فرانسه و چين و غيره مي بينيم .امروزه نه تنها کشور ما که مورد تهاجم فرهنگي اخلاقي سياسي اجتماعي و..... است بلکه کشور هاي ديگر هم مورد چنين تهاجمي واقع مي شوند .
اما کشور ما يک فرق اساسي با کشور هاي ديگر دارد اين که در کشورما فيلترينگ بحثي پذيرفته نشده است ولي در کشور هاي ديگر امري پذيرفته شده و جزو واجبات است . چرا چون هيچ کشوري دوست نداره جوان و مردم کشورش توسط يک کشور ديگر مورد تجاوز و تهاجم فکري قرار بگيره . اما متاسفانه ما امروزما فکر مي کنيم فيلترينگ يعني سلب آزادي يعني ممنوعيت براي سکنه کشور در حالي که اين طرز تفکر صحيح نيست چرا ؟ چون امروزه تو بسياري از کشور هاي غربي که مي ريم و مي بينيم که داد و فرياد شون آزادي بي حد و حصر در واقع اين چنين نيست دليل: اين که براي مبتذل ترين کانال ها شون کارت گذاشتن و يا به کل فيلتر کردن بر عکس براي بهترين وناب ترين کنال ها شون براي تماشا جايزه هم مي دن ( اما تو کشور ما براي مبتذل ترين برنامه ها ماهواره اي و .. هزينه دوبل مي زارن در حالي که بريم شبکه ديسکاوري عمرا نمي گيره که بهترين شبکه علمي در سراسر جهان و بايد پاش کارت بخري) . تو کشور ما وقتي با يک مطلب سياسي و يا يک بحث اجتماعي مقابله ميشه ميگن آزادي نداريم در حالي که تو کشور هاي غربي وقتي اين مقابله انجام ميگيره ميگن آزادي دو برابر شد. تو کشور هاي پيشرفته و مخترع اين فناوري که محسنات و مضرات اين فناوري رو مي دونن ميان و براي پخش يک برانه ساعات پخش در نظر مي گيرن يعني زماني که بچه تو خونه نيست . براي ديدن فيلم گروه سني در نظر دارن يعني زير دوازده سال نبين و وقتي ميرن سينما بچه رو راه نمي دن اما تو کشور ما بر عکس تا ميبني زير دوازده سال نوشته بچه ميخکوب ميشه و مامان و بابا هم مي گن بزار ببين براش عبرت ميشه مسائل اجتماعي رو از الان لمس بکنه ديگه به اين فکر نمي کنند که بابا اين مخش کوتاه نميکشه فردا قاطي مي کنه نتيجه برعکس ميشه .تو کشور هاي صاحب فناوري مي اد رو موبايل قفل بچه نصب مي کنه تو کشور ما هم قفل پدر درست مي کنند.
درواقع فيلترينگ در تمامي کشور ها وجود داره اين که فلان مساله سياسي رو ما چرا نبايد بدونيم خوب اگر دگتر بهت بگه کباب نخور عليرغم اين که دوست داري اما نمي خوري خوب مساله فيلتر هم مثل همون کشوري که مي خواد منافع ملي رو حفظ بکنه کشوري که مي خواد منافع حاميت به خطر نيافته مطمئنا اين کار رو مي کنه ولي ما فکر مي کنيم تو تمامي کشور هاي جهان آزادي است تو کشور ما نيست همه مون فکر مي کنيم تو کشور ما زنداني سياسي است اما تو کشور امريکا زنداني سياسي که هيچ زنداني اصلا وجود نداره اين همين پس يعني بايد برخي سايت هاي اينترنتي فيلتر بشن که ما دستمون بهش نرسه اين همه مي گيم مبارزه با طرح بد حجابي خوب اگر اين فيلترينگ ؛ سال ها پيش در کشور انجام مي داديم امروز ديگه هزينه اي براي مبارزه با اون پرداخت نمي کرديم . و يا بسياري از اين دست که اين رشته سر دراز دارد..........................
نوشته شده توسط : چرک نويس
نظرات ديگران [ نظر]
+ شکست در اردوگاه
شکست در اردوگاه
امروز در حال مرور وبلاگ هاي تازه به روز شده بودم که به وبلاگ يکي از عزيزان که اسم وبش رو هم به شهيدان بزرگوار مزين کرده نگاه مي کردم به مطلبي برخورد کردم که مال چند هفته پيش بود که جنجالي هم به پا کرد.بعد ماجراي دانشگاه زنجان به يکي از دوستان که در زنجان مشغول تحصيل زنگ زدم و ماجرا رو پرسجو کردم و از کم و کيف ماجرا با خبر شدم .زياد برام جال نبود و اصلا خوشم نيومد که درباره اش چيزي بنويسم .اما امروز وقتي تو وبلاگ مذکور به مطلب مورد نظر برخورد کردم که ماجرا رو به يکي ازگروههاي سياسي ربط داده ديگه گفتم بايد بنويسم.
تو وبلاگ مذکور که نويسنده اصول گرا هم مي باشد اونم از نوع بنياد گرا ماجراي دانشگاه سراسري زنجان رو فتنه اصلاح طلبان تشخيص داده و اصلاح طلبان رو متهم به اجراي اين برنامه دونست و فرد مذکور رو يک طعمه دونسته تا از اين طريق دولت رو خراب بکنند.
1_ بايد عرض کنم که اگر اصلاح طلبان چنين کاري رو مي خواستند انجام بدهند با يک نفري مي کردند که لااقل مشهور تر صاحب منسب تر و... باشه تا بيشتر صدا کنه و .. و نه به معاون يک دانشگاه سراسري.که البته هيچ گاه چنين کاري نمي کنند.
2_ دوست گرامي اين اتفاق از سوي دانشجويان افتاده نه يک گروهي که متصل به اصلاح طلبان باشه.
3_اگر برنامه ريزي از سوي اصلاح طلبان بود که الان دانشجويان مورد نظر اعتراف کرده بودند.
4_ دفاع از دولت اين قدر مهم و حياطي و... است که شما داري به يک گروه تهمت مي زني .
5_ از قديم گفتن تا نباشد چيزيکي مردم نگويند چيز ها و حالا که اين چيز حرف هم نيست تصوير دکمه باز و روسري و... گم کردن دست و پا و...
6_ خوب پس اگر هر اتفاق بدي که در دولت خاتمي افتاده اون اتفاقات رو اصول گرايان انجام دادن ديگه ربطي به کسي و .. نداشته اگر اين طور اين اين جوريه.
7_ من اون معاون دانشگاه رو اسمش نمي آرم و متهم هم نمي کنم و نمي گم هم که اين کار رو کرده اما اين دوست گرامي که ادعاي اصول گرايي هم داره بايد بدون رهبر آگاه و فرزانه انقلاب تاکيد بر وحدت و هماهنگي و انسجام و... دارن وتاکيدشان بر دوري جستن از اختلاف و تهمت زني و ... است.
+ تعطيل
سلللللللللللللللللللللللللللللللللللاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام عزيزان
بعد يک ماه بلاخره آپيديم انصافا خيلي سخت بود ؛دوري از شما نه امتحانات پدرمون رو در آوردن يک ليوان آبم روش حالا خوب تموم کرديم با هزار تا تست و تشريحي ؛خوب عزيزان داريم ضربتي مي خونيم بايد زود تر تموم کنيم تا ليسانس به ديپلم تبديل نشده و بريم کارشناسي ارشد که ليسانس از مد افتاد يک توصيه برادرانه عزيزان کنکور ندين يا مي دين بايد ترمي بالاي 18 بردارين ضربتي فوري تموم کنين همين .
دم خودم بايد گرم باشه چون درست اول تابستان تموم کردم و آخر بهار نزاشتم اين دانشگاهي ها يک روز از تعطيلات شاد تابستان رو ازم بگيرن .
موفق باشين
+ برگ زريني ديگر در کارنامه فرهنگ سازان مدرنيسم ثبت شد.
برگ زريني ديگر در کارنامه فرهنگ سازان مدرنيسم ثبت شد.
برگ زريني ديگر در کارنامه فرهنگ سازان مدرنيسم ثبت شد تا دوباره شاهد اوج گيري اين خيل عظيم و طرفدار فرهنگ گرايي و غربي گرايي و فرار از امليسم و........باشيم.
شنبه منم مثل اون چند ميليوني که بازي رو رفتن از ورزشگاه ديدن و از تلويزيون نگاه کردن بازي رو از تلويزيون خونه به شکل کاملا راحت و با آسايش تمام نگاه مي کردم درسته که تو تموم بازي داشت اعصابم خورد مي شد و اما خوب به خاطر نتيجه بازي نگاه مي کردم و شور و هيجاني که تو فن بازي بود منو پاي تلويزيون نشونده بود .اما براي من بعد بازي بسيار جالب بود البته براي ما ايراني ها که کپي برداري از ايتاليايي ها اسپانيايي ها انگليسي ها کار بسيار راحتي و در عمل هم واقعا با اراده اراني عمل مي کنيم شاهد ورود تماشاگران فرهنگ دوست وورزشکار بوديم که وسط زمين رو چمن ها در حال هنر نمايي بودند و در عين حال در حال تخريب چمن که البته فردا صداي همين تماشاگر ها در خواهد آمد که چرا زمين چمن ندارد و .......... البته تماشاگر نما ها هم کم نذاشتن داشتن صندلي ها رو تخريب مي کردن ؛ کاري که دستگاه هاي ويبره دهنده قوي از عهده اين کار بر نمي اومدن. من نمي دونم اينا چي فکر مي کنن که صندلي ميشکنن حتما پولش رو داده خوب بيچاره من و تو هستيم که حرص مي خوريم يک متر زمين ورزشي اضافه بشه اينا صندلي ميشکنن خوب همين ميشه پولي رو که بايد باهاش سالن بسازن ميدن صندلي مي خرن شيشه مي خرن شير آب مي خرن بعد هم سازمان تربيت بدني مي گه بودجه کم آورديم بابا بودجه کم نيست ما خودمون پول مي خوريم عين اون برف روب ها هستن عينهو اونا مي مونيم.خوب فرهنگ داريم ادعاي مدرنيسم مي کنيم ادعاي امل بودن به چادري ها شلوار پارچه اي هاو.... مي زنيم خوب همينه کاريش نميشه کرد.مي ريم خيابون شيشه ماشين مي شکنيم بدنه ماشين خورد مي کنيم تابلو مي شکنيم لباس و لاستيک آتيش مي کشيم جنبه نداريم که برامون امکانات تهيه کنند.البته بايد جاي خوشحالي کرد که پرسپوليس برد وگرنه ورزشگاه آزادي رو رو سرشون مي زاشتن و مي کوبيدن زمين.
+ تقليد، مدرنيسم
تقليد، مدرنيسم،با کلاس،مد و.........................
چند تا واژه مجهول الهويه که افتاده سر زبون بعضي ها ول نمي کنن خيلي هم خسته کننده هستن،امروز تيپ ديويد بکهام مي زنن پس فردا يکي ديگه پس اون فردا يکي ديگه هر روز هم که ماشا الله يک نفر الگوي پاک و نجيب و سر به زير تميز و............ تو اين مملکت و دنيا پيدا ميشه که داراي تمامي شخصيت ها و رفتار هاي يک الگوي مناسب براي دختر و پسر با فرهنگ و تاريخي و وطن پرست ايرونيه که عشق وطن و زرتشتي و نمي دونم فلسفه آفرينش چيه و....... است که اگر بشيني پاي صحبت اينا اگر ندوني و نشنوي و نبيني فکر مي کني اصالتا يک هخامنشي يا قاجاري يا شاه عباسي و......... از کجاشون بگم امروز جواد رضويان رو الگو مي دونن فردا گلزار رو پس فردا مهناز افشار رو قبلا هم هديه تهراني بود.خدا رو شکر تو اين مملکت و تو اين دنيا هيچ مخترع ودانشمند و فيلسوفي نيست که اونا رو براي خودمون الگو قرار بديم حتيتو همين کشور هاي غربي من فکر مي کنم کسي درست و حسابي پيدا نميشه همه ميرن مي خورن مي کشن تو پارتي هستم و هيچ پيشرفت علمي هم ندارن. من فکر مي کنم انرژي هسته اي رو ديويد بکهام کشف کرده ،برق رو رونالدو ؛تلفن رو جنيفر لوپز؛اينترنت رو جکي جان ،حتما زود پز رو هم يکي از بازيگران ايراني کشف کرده چون کمتر مورد الگو برداري قرار مي گيرند.آخه امروز مدل مو آناناسي مياد فردا مدل سيبک تيفوسي پس فردا تاج خروس پس اون فردا غنچه اي سال بعدش گاو چروني پارسالش گوسفد چروني ؛واقعا برازنده اند، من هر وقت اين تيپ ها رو مي بينم ياد قرض و وام مسکن و شهرام جزايري و ...... مي افتم خوب مد و مدگرايي چي ميشه کرد ما ها که خود مون قدرت تشخيص نداريم براي همين صبر مي کنيم 2 تا يهودي يا 3 تا مصيحي يا 4 تا بودا و.... طرح مي دن تا لباس هاي اونا رو بخريم تنمون کنيم اونم چه شخصيتي بهمون ميده . اصلا اين حافظ و سعدي و بو علي سينا و... فکر مي کنم مو هاشون رو به شکل جوجه تيغي در مي اوردن يا مثلا فلان دکتر مشهور مغز و اعصاب لوپر ميزاره يا فلان تاجر بزرگ فرش لباس جين کثيف به شکل فاضلاب مي پوشه خوب بايد يک جوري خودمون رو نشون بديم خودمون رو با شخصيت جلوه بديم خودمون رو با امل ها که هيچي بلد نيستن اصلا تو ادبيات هم 1 مي گيرن جدا نشون بديم. بگيم مدرن هستيم با کلاسيم از اين حرف ها اخه کمبود داريم اونم به شکل افتضاح افتضاح.....................................
+ انتقاد «مريم بهجت تبريزي» نسبت به سريال «شهريار»؛
انتقاد «مريم بهجت تبريزي» نسبت به سريال «شهريار»؛
دختر شهريار: سريال «شهريار» ارتباطي با زندگي واقعي پدرم ندارد
خبرگزاري فارس: «مريم بهجت تبريزي» فرزند استاد شهريار در واکنش به سريال «شهريار» گفت: اعلام ميکنم که آنچه به عنوان سريال شهريار از شبکه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلندآوازه ايراني، شهريار نداشته است.
«مريم بهجت تبريزي» فرزند استاد شهريار در واکنش به سريال «شهريار»(کمال تبريزي) به خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: سريالي که با نام «شهريار» از شبکه دوم سيما در حال پخش است، متاسفانه داراي صحنهها و سکانسهايي غيرواقعي و توهين آميز به شخصيت استاد شهريار بوده که نه تنها با واقعيتهاي حيات آن بزرگوار همخواني نداشته و ندارد، بلکه با تحريف و تغييراتي همراه بوده است که نهايتا به مسخ شخصيت حقيقي و اجتماعي و ادبي پدرم -که محبوبترين شاعر ايران در قرن حاضر است- منجر ميشود. وي ادامه داد: متاسفانه با تماشاي اهانتهاي ناروا به مادرم و تصويري مبهم از يک معلم فرهنگي شريف، متوجه شدم که سريال شهريار بدون کمترين تحقيق و پژوهش سرهمبندي و نگارش شده است. فرزند محمدحسين بهجتتبريزي با اشاره به ذکر نام خانواده شهريار در تيتراژ اين سريال به فارس گفت: ميخواهم بگويم شما که خانواده شهريار را در جريان اين سريال نگذاشتيد و اطلاعات مستندي هم از آنها نگرفتهايد، چگونه در تيتراژ انتهاي سريال از آنها تشکر ميکنيد؟! وقتي اين مطلب را بيننده سريال ميبيند، فکر ميکند که حتما خانواده شهريار نيز با اين سريال همکاري داشته است. وي افزود: اگر من را از اين جريان مطلع ميکردند،ابتدا درخواست ميکردم که فيلمنامه را بخوانم. بهجت تبريزي همچنين گفت: برطبق قانون حمايت از مؤلفان و منصفان، اين سريال بدون مجوز پخش شده است در حالي که به موجب اين قانون تا 30 سال تمام حقوق مادي و معنوي به ورثه تعلق ميگيرد و براي هر گونه استفادهاي بايد از وراث اجازه گرفته شود ولي سازندگان اين سريال از ما هيچگونه اجازهاي نگرفتند. وي ادامه داد: داستان،بيوگرافي و شخصيتي که از پدر من در اين سريال نمايش داده ميشود به طور کلي متفاوت از واقعيت است و کسي که اين فيلم را ساخته کوچکترين شناختي از شخصيت ادبي، مذهبي، ديني و عرفاني پدرم نداشته است. بهجت تبريزي با اشاره به برخي شخصيتهاي اين سريال به فارس گفت: حتي شخصيتهايي در اين سريال وجود دارد مثل ابراهيم اديب يا گلرخ که اصلا وجود خارجي نداشتهاند. کلا داستاني که در مورد جواني، بعد از ازدواج و ميانسالي پدرم نشان ميدهند، مورد دخل و تصرف واقع شده است. وي افزود: اولا به لحاظ زماني،تاريخها را رعايت نکردهاند و همه ساختگي بودند.به جرات ميگويم 80 تا 90 درصد اين پروژه ساختگي است و هيچکدام از اينها اتفاق نيفتاده است. دختر استاد شهريار تصريح کرد: قسمت اخير سريال «شهريار» کاملا ساختگي بود چرا که مادر من اصلا در بيمارستان فوت نکردهاند و اصلا مريض نبودهاند بلکه ايشان سکته مغزي کردند و از دنيا رفتند. وي در ادامه گفتوگو با فارس، با انتقاد از نمايش چهرهاي غير واقعي از مادرش در اين سريال افزود: مادرم، فردي باسواد بوده که در سريال بيسواد معرفي ميشود. ايشان نوه عمه پدرم و خويشاوند نزديک مادرم بود ولي در اين سريال، يک فرد بيگانه معرفي ميشود که پدرم را به طور اتفاقي در بانک ميبيند. بهجتتبريزي گفت: مادر من عاشق شعرهاي پدرم بود چون بيست و چند سال از پدرم کوچکتر بود و به خاطر انگيزه ادبياش با پدرم ازدواج کرد. وي در ادامه گفت: همانطور که اشاره کردم برخلاف آنچه سريال نشان ميدهد مادر من اصلا مريض نبودند. يک روز که ما را براي مدرسه آماده ميکردند، سکته مغزي کردند و دار فاني را وداع گفتند. ايشان اصلا بيمارستان نرفتند که پدرم از ايشان پرستاري کند. وي ادامه داد: برخلاف آنچه در «شهريار» ديديم، اين واقعيت ندارد که مادرم، پدرم را «محمد جان» صدا ميکرده بلکه همه او را با نام شهريار صدا ميزدند و مادرم نيز به نام آقا شهريار صدايش ميکرد. «بهجت تبريزي» با بيان اين نکته که شهريار در 40 سال آخر زندگياش خانهنشين بوده، افزود: پدر من، 40 سال آخر زندگياش را از خانه بيرون نرفت. خودش يک شعري را دارد که وصف احوال اين چهل سال است: از من چه طالعي است که با اين شتاب عمر/بازم بپرود لب بام آفتاب عمر/ من روي چرخ و پره هنوز و به پيچ و تاب/ جايي که آب ريخته از آسياب عمر/ سائيده رشتهاي است که تابيده به گلو/ من تاب ميخورم به نخي از طناب عمر / چل سال آزگار به زندان روزگار حبس ابد چگونه نهي در حساب عمر/. وي افزود: در آن مدت اگر کسي به ملاقات استاد شهريار ميآمد، بعضي وقتها ميپذيرفت و بعضي مواقع به دليل کسرت جمعيت و اينکه حال عمومي خوبي نداشت، نميتوانست کسي را به حضور بپذيرد. فرزند شهريار تصريح کرد: در کل سريال «شهريار» بر مبناي واقعيت نيست و نه تنها همخواني با زندگي پدرم ندارد بلکه نوعي اهانت نسبت به ايشان، مادرم و خانواده ما است. بهجت تبريزي گفت:اين سريال بدون کوچکترين تحقيق و پژوهش سرهمبندي و نگارش شده است، لذا به عنوان يک رسالت تاريخي، نه به عنوان وارث پدرم که جاي خود دارد، بلکه به عنوان يک واصل با استادي که سالها با او زندگي گذراندهام، اعلام ميکنم که آنچه به عنوان سريال شهريار از شبکه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلندآوازه ايراني، شهريار نداشته است. وي افزود: به جرات ميتوانم بگويم حتي يک مطالب مهم که در مورد پدرم بايد منعکس شود، در اين سريال ديده نميشود و اکثريت مطالب مهم زندگي پدرم مثل شبي که از عشق مجازي به عشق حقيقي رسيد و مهمترين شب زندگي او محسوب ميشود، در اين فيلم آن چنان که بايد به مردم نشان داده نشده است. فرزند شهربار خاطرنشان کرد: پدرم وقتي از تبريز به تهران آمدند، 13 _ 14 ساله بودند و در سنين پايين به دارالفنون به مدت 7 سال درس طب خواندند، ايشان بين 20 تا 30 سال به عشق حقيقي رسيدند و متحول شدند، اتفاقي که براي کمتر کسي ميافتد ولي در سريال «تبريزي» به هيچ يک از اين مسائل پرداخته نشده است. وي در انتها گفت:پدرم فردي بسيار متدين و مذهبي بودند ولي اين مسئله نشان داده نشده است.ايشان حافظ قرآن بودند و آن قدر قرآن خوانده بودند که زبان عربي را از اين طريق ياد گرفتند.
خبرگزاري فارس
+ ارتباط با مجمع دليل عزل دانش جعفري
+ هر سه دقيقه يک بار
به نام يکتاي بي همتا
هر سه دقيقه يک بار يک معتاد
چند روز پيش روز پنج شنبه 29 فروردين سالگرد مادر بزرگ عزيزم بود ؛سر مزار که وايساده بودم منم گلاب مي ريختم .چند بار که نه هر دقيقه يا معتاد مي اومد سلام وصلوات مي فرستاد مي نشست تا يکي يه پولي بزاره کف دستش تا نمي دادي نمي رفتن اين يه طيف بودن؛دومي هم قرآن مي گرفتن دستشون مي اومدن مي خوندن پر از اشتباه و......... چه جورم بار اولم نبود مي ديدم اما اين بار افتضاح بود فکر کنم تورم به اينا هم اثر کرده که از خيابونا اومدن تو قبرستونا آبروي هرچي صاحب مجلسي که اونجا وايساده رو مي برن خدا نصيب هيچ کسي نکنه .همه شون معتاد بودن بدون استثنا ؛وقتي مي ايستادن طوري بود که يه صلوات مي فرستاد يک ايستي مي کرد چشا رو مي بست بعد دو سه دقيقه يه تکوني مي داد دوباره صلوات بعد مي گفت اجر صلواتمو بده برم .
با خودم گفتم نيروي انتظامي رو بسيج مي کنن براي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي اما کسي اين معتادا رو که از سر روشون فساد مي باره و مزاحم مردم هم هستن جمع نمي کنن.چي بگم آخه..............................
+ ابتذال
ابتذال در سينماي ايران
چند وقتي صداي فيلم اکرلن نشده اي که در سينما پياده رو اکران شد و به فروش ميلياردي رسيد و در سينما خانه به تماشا گذاشته شد .فيلم جنجالي سنتوري بود.اصولا ما ايراني ها تا صداي چيزي در نياد دنبالش نمي ريم .هزاران فيلم جور وا جور تو اين مملکت ساخته شده اما 70 درصد اين مردم نديدنش اما فيلم هايي مثل اخراجي ها ؛خون بازي؛ و.... دست آخر سنتوري که البته آخريش هم نيست و نخواهد بود.
اين فيلم که شاهکار تازه ابتذال سينماي ايران است ؛اگرسانسور مي شد آخرش 30 دقيقه اين فيلم هم براي تماشا باقي نمي موند؛که از خوانندگي هاي محسن چاووشي(علي سنتوري)در پارتي ها و عروسي ها گرفته تا دست به سر رو روي هم زدن هاي بهرام رادان با گل شيفته فراهاني وبه هم زدن مراسم مذهبي و... جيغ کشيدن و سنتور زدن ها همراه با به هم زدن قوانين کشوري و مذهبي و فرهنگي و اجتماعي و نشان دادن شمايل و....................................... که اگر به ذره ذره فيلم دقت بشه در هر دقيقه مي توان 10 مورد بي احترامي و ابتذال و... رو ديد.
واقعا بايد تاسف خورد ؛البته من يکمي دير نوشتم و دليل نوشتنم اين بود که نتونستم جلوي خودم رو بگيرم ؛ مگه ميشه به اين چنين فيلمي جايزه هم داد.شاهکار جديد سينما تقريبا با فيلم 300 آمريکايي هيچ فرقي نداشت. دوست اين چنين داشته باشيم نيازي به دشمن نيست .
به کجا چنين شتابان سينما (عين تذهبون سينما)
+ جدال سربازان با ژنرال ها
جدال سربازان با ژنرال ها
الان يک ماه که انتخابات در بسياري از حوزه ها تمام شده و صحت انتخابات نيز مشخص شده است . ولي مباحث پيرامون انتخابات هنوز که هنوز باز مورد توجه بسياري است.
نتيجه هرچه شد حاصل يک رقابت پايا پاي نبود ؛و هر چه شد بر وفق مراد نبود. درست که انتظار بيش از اين داشتيم اما اگر بد تر از اين مي شد بايد (..........) شايد همه سريال امپراطور دريا رو ديده باشند ؛ انتخابات ما هم مشابه همان جنگي شد که در اين سريال ميان جان بوگو و دزدان دريايي رخ داد؛ حريف ما با ژنرال هاي آب ديده اي که مانند فرماندهان آموزش ديده آمريکايي بودند که به رقابت با سربازان تازه از آموزش برگشته ايراني پرداختند و مطمئنا بايد آنها پيروز ميدان مي شدند.و نتيجه درتعداد و رقم به سود آنها شده و چند نفر باقيمانده هم تقريبا به همين منوال است ولي همين لشکر بدون ژنرال که تا به اين جا رسيده و در دور دوم هم شانس بدي نداره خودش خيلي و در واقع پيروز اصلي اصلاح طلبان هستند.
براي همه در درجه اول شرکت در انتخابات مهم بود و در درجه دوم حضور افراد شايسته با سلايق مختلف. مردم ما آگاه و حاضر هستند؛اما مطلب اصلي که مي خوام عرض بکنم مساله انتخابات ما با به مساله انتخاب سرمربي شبيه است البته از نوع برنامه نود فردوسي پور.
برنامه نود بعد از حضور کلمنته يک نظر سنجي گذاشت و گفت مربي داخلي خوبه يا خارجي مخاطبان ثابت برنامه گفتند خارجي. هفته بعد با قلعه نويي برنامه گذاشت و نظر سنجي کردن و گفتند به قلعه نويي فرصت کافي داده شد يا بايد بهش فرصت بيشتري مي دادند دوباره همان مخاطبان گفتند بايد فرصت بيشتري داده مي شد. اما هفته بعدش با افشين قطبي برنامه گذاشت و نظر سنجي کرد و گفت علي دايي خوبه يا افشين قطبي مخاطبان ثابت برنامه گفتند افشين قطبي.چند هفته بعد علي دايي سرمربي شد نظر سنجي گذاشتند که آيا انتخاب علي دايي درست بوده يا نه باز همان مخاطبان گفتند علي دايي مستحق تر بود.
آخرش ما نفهميديم که کدوم يکي شايسته بود. و انتخابات ما هم شبيه همين ما جراست امروز که اصلاح طلبان سر کارند يک سري عوامل شايعه مي سازند و جو ميشه بر عليه اونا فردا که اصلاح طلبان سر کار نيستند شايعه مي سازند اما اين بار بر عکس نتيجه مي ده جو ميشه بر نفع اصلاح طلبان فردا همين ماجرا به سر محافظه کاران يا اصولگرايان مياد يک نتيجه برعکس مي ده. يعني قبل از انتخابات در حال انتخابات و بعد از انتخابات . ميشه خوب کسي چه مي دونه.
+ چرا رفت و چرا باز آمد
به نام يکتاي بي همتاي آفرينش
مژده اي دل که دگر باد صبا باز آمد هدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد
برکش اي مرغ سحر نغمه داودي باز که سليمان گل از باد هوا باز آمد
عارفي کو که کند فهم زبان سوسن تا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد
عيد نوروز مبارک
با يکمي تاخير بود اما خوب ارزشش رو داشت الان هم چند دقيقه فقط چند دقيقه وقت پيدا کردم تا به روز کنم.سال 86 که براي من سالي پر از موفقيت بود شايد کمتر سالي به اين شکل براي من تموم شده بود . ولي هرچه بود گذشت عادت ندارم که غصه گذشته رو بخورم و يا تو توهم گذشته بمونم اميد وارم امسال بسيار بهتر از سال 86 برام باشه و سال پر بار با موفقيت رو براي همه مسلمان هاي دنيا و تمامي هم وطن هايم آرزو مندم و آرزو مندم که کشور عزيزم ايراندر سال نو آوري و شکوفايي به اندازه 30 سال عمر انقلاب پر از موفقيت و نو آوري و شکوفايي بشه و اميد وارم که هفت سين سر سفره همه تو سال 87 کامل کامل بشه و هيچ سيني نباشه که براورده نشده باشه.
موفق باشيد التماس دعا
+ گدايي در دانشگاه
گدايي در دانشگاه
اولا سلام
دوما قرار نبود اينترنت بيام اما اين ماجرا واقعا شنيدني بود . گفتم حيف اطلاع رساني کنيم شايد بعدا ديگران زياد تعجب نکنند.
کلاس مباني فلسفه استاد در حال تدريس ؛مثل هميشه در باز شد ويکي داخل اومد اما با يک شکل وشمايل ديگر الله اکبر يکي از عجايب هفت گانه دهن وچشم همه باز موند ناگهان فرد مذکور دست رو دراز کرد گفت : به من کمک کنيد خدا شاگرد اول تون کنه وووووووووو.....................................
وقتي وارد دانشگاه مي شيم کيف تو دستمون نگهبان به زور با کارت دانشجويي راهمون مي ده اما اين که اين گدا چه جوري اومده خودش يه ما جرا البته از دانشگاه بي در و پيکر ما که پشت دانشگاه يک ديوار چند سانتي متري داره هيچ جاي تعجب نيست اما تو دانشگاه گدا ....................
+ دختر خورشيد
دختر خورشيد
در نهفت پرده شب ، دختر خورشيد
نرم مي بافد
دامن رقاصه صبح طلايي را.....
وز نهانگاه سياه خويش
مي سرايد مرغ مرگ انديش را:
((چهره پردازسحر مرده است !
چشمه خورشيد افسرده است!))
مي دواند در رگ ش